
سحر قريشي متولد 1366است.كارش را با بازي در فيلم سينمايي( لج ولج بازي)مهدي برقعي شروع كرد.پس از دادن تست از ميان نامزدهاي مختلف براي نقش (يلدا)انتخاب شد.وي نخستين حضور تلويزيوني اش ،در مجموعه پر مخاطب (دلنوازان)،در كنار هنرپيشه هاي مطرح سينما،تئاتر و تلويزيون بازي كرد.به گفته خودش خيلي شانس اورده كه در هردو كار هنري اش،از تجربيات بازيگران مطرح براي ارائه بهتر نقش بهره برده است.
حضورش در مجموعه (دلنوازان)و بازي در نقش يلدا ،نقطه عطفي در كارنامه هنري او به حساب مي ايد.در فرصتي كه دست داد با وي به بهانه پخش اين سريال گفت وگويي داشتيم.
*با وجود چندين نامزد براي اين نقش چه شد شما براي ايفاي نقش يلدا انتخاب شديد؟
ـــ از طريق تستي كه نامزد هاي مختلف براي نقش يلدا دادند ،من براي اين نقش انتخاب شدم.از نظر چهره همان چيزي بودم كه مد نظر كارگردان بود.به گفته ي اقاي سهيلي زاده ايشان براي اين نقش،معصوميتي با ته چهره منفي مي خواستند
*قبل از تصوير برداري اين مجموعه چه تمريناتي انجام داديد؟
ـــ من در پيش توليد حضور نداشتم .هنگامي كه براي نقش يلدا انتخاب شدم چند نفر از بازيگران جلوي دوربين رفته بودند و چند سكانس هم گرفته شده بود ان زمان مشغول بازي در فيلم سينمايي (لج و لج بازي)مهدي برقعي بودم.بعد از اتمام بازي در اين فيلم،سر تصوير برداري سريال دلنوازان امدم ومشغول به بازي شدم .براي بازي در نقش يلدا تمرين نداشتم.البته ديگران تمرين و دور خواني داشتند ،من چون در گروه ديگر ملحق شدم ،فقط دو جلسه دور خواني با محمد حاتمي داشتم.
*مهم ترين ويژگي دلنوازان چيست؟
ـــ داستان قشنگي دارد و اتفاقاتي كه در ان به وقوع مي پيوندد ،واقعي است.همين واقعي بودن داستان و نقش يلدا برايم جذابيت داشت ومرا ترغيب به بازي در دلنوازان كرد.خيلي از هم نسلان من به واقع در زندگي،با چنين مشكلاتي روبه رو هستند وزندگي انان مانند يلداست.
*هنگام ضبط اولين پلان چه حسي داشتيد؟
چند روز بعد از بستن قرار داد ،جلوي دوربين دلنوازان بازي كردم.تا ان روز اعضاي گروه را نديده بودم وهيچ كدامشان را نمي شناختم.به همين دليل معذب بودم چون بازيگران شناخت قبلي از يكديگرداشتند .ابتدا احساس غريبي كردم ولي اندكي كه گذشت ،متوجه شدم كارگردان با مديريت خوبي كه دارد،گروه شاد و سرحالي را دور هم اورده است كه به هم انرژي مثبت مي دهند .با اين وجود پس از ورودم همه مرا پذيرفتند .البته استرس هم داشتم چون قرار بود براي نخستين بار در يك مجموعه روتين ،نقش مهمي را در كنار پيشكسوتان سينما،تئاتر و سينما بازي كنم ،البته در اولين حضور سينمايي ام (لج و لج بازي)هم اتفاق خوبي برايم افتاد.در كنار بازيگران مطرح سينما بازي كردم اگرچه استرس داشتم.اما هنگام بازي در مجموعه دل نوازان اين استرس كمتر بود.نگراني ام از اين بود كه مبادا بد بازي كنم.
*با توجه به اين كه دلنوازان با يك فشردگي خاص تصوير برداري مي شود تا به پخش برسد ،فكر نمي كنيد به عنوان به عنوان اولين تجربه تلويزيوني تان كار سختي باشد؟
ـــ خواست خداوند و سپس قسمت بود كه در مجموعه دلنوازان بازي كنم .در اولين حضور سينمايي ام نيز مانند اين مجموعه شرايط دشواري را سپري كردم .چون تا ان زمان تجربه حضور در هيچ گونه كار هنري و فيلم تلويزيوني را نداشتم.
*در كارنامه حسين سهيل زاده اثار موفق و مخاطب پسندي مثل ترانه ي مادري و اخرين دعوت وجود دارد.احتمال مي داديد اين مجموعه هم پر مخاطب شود؟
ـــ تاكنون اين گونه بوده است .سهيلي زاده ،مدير،همراه و دوست خوبي است.چون اين كارشان را با عشق انجام مي دهند،بي شك مورد پسند و استقبال مردم قرار ميگيرد.
*ايا قبل از حضور در اين سريال به كلاس بازيگري رفته بوديد؟
ــــ به دليل علاقه اي كه به حرفه ي بازيگري داشتم ،از طريق چند تن از دوستانم پشت صحنه ي چند كار رفتم.تصور نمي كردم از سينما به تلويزيون بيايم .چون نه كلاس رفته بودم ونه پي گير بودم كه به تئاتر بروم.مانند ساير دوستان ،علاقه مند شركت در كلاس بازيگري فن بيان نبودم .به همين سبب ورود به عرصه بازيگري برايم تازگي داشت.
*اكنون كه وارد اين حرفه شديد ايا براي كسب تجربه بيشتر،به كلاس هاي بازيگري مي رويد؟
ـــ كساني كه به كلاس هاي بازيگري و فن بيان مي روند ،حرفه اي تر فكر ميكنند وخودشان را بيشتر ميشناسند .به دليل علاقه اي كه به بازيگري دارم در مجموعه ي دلنوازان مشغول بازي هستم ،از تجربيات پيشكسوتان اين عرصه براي ارائه بهتر اين نقش هستم.
*برا ي ارائه نقش تا چه حد با كار گردان مشورت ميكني؟
ـــ براي ارائه نقش هاي خود ،نوع بازي نو بيان ديالوگ هايم ،با ايشان مشورت ميكنم
*اگر در انتخاب نقشي درسريال دلنوازان ازاد بوديد ،كدام نقش را انتخاب ميكرديد؟
ـــ باز هم يلدا را انتخاب مي كردم.
*چرا؟
ـــ چون بخشي از خصوصيات يلدا به سحر قريشي نزديك است.واقعي بودن نقش و داستان يلدا برايم اهميت داشت.دوست داشتم نقشي را بازي كنم كه برايم جاي كار داشته باشدو مردم انرا باور كنند.
*به عنوان يك بازيگر شهرت تا چه حد برايتان اهميت دارد؟
ـــ شهرت برايم اهميتي ندارد.بلكه ارائه نقش خوب و مردم پسند برايم مهم است.من به بازي در نقش هاي متفاوت علاقه دارم تا اين كه دنبال شهرت باشم.دوست دارم توانايي هايم را با بازي نشان دهم.
*واكنش مردم پس از پخش سريال دلنوازان چگونه است؟
ـــ در خيابان و بازار ،همه مرا به نام يلدا صدا مي زنند و به يكديگر نشان مي دهند.تاكنون رفتار ها و عكس العمل ها مثبت و خوب بوده است و همه يلدا را دوست دارند.
روزنامه خراسان
نویسنده : افسانه
![]()
344 دیدگاه برای “ عكس و گفتگوي جالب با سحر قريشی(يلدای دلنوازان) نویسنده : افسانه”
نوشتن دیدگاه
شما باید برای ارسال نظر وارد سایت شده باشید سپس نظر خود را ارسال نمایید .
- نظراتی که به صورت انگلیسی نوشته شوند یا به موضوع ربطی نداشته باشند تایید نخواهد شد





























چهار شنبه 14 آوریل, 2010 در ساعت 2:00 ب.ظ
سلام جومونگ جون.چطوري؟
چهار شنبه 14 آوریل, 2010 در ساعت 11:49 ب.ظ
مرسي عزيزم.ولي چراگفتي اسم من بابكه؟راستي چرادوست داري اينقدردعواكني؟بروتوقسمت داستان ترسناك.براي همه پيغام گذاشتم.براي توهم همينطور!يه چيزديگه.من يه نفري همه روحريفم.امانمي خوام دعواكنيم.باشه؟
پنجشنبه 15 آوریل, 2010 در ساعت 1:56 ب.ظ
باشه. ساگاس زدی تو ذوقم زود زود برگرد دلم خییییلیییی خییییییییلیییییییی برات تنگ میشه بابک رو فراموش کن به دعوا هم علاقه دارم چون که دعوا با تو حال میده زود برگردلم خیلی برات تنگ میشه
پنجشنبه 15 آوریل, 2010 در ساعت 6:33 ب.ظ
ساگاس دلم برات تنگ شد احساس گناه می کنم دروغ نمی گم ها ولی اینقدر گریه کردم چشمام باد کردن مامانم دعوام کرد گفت برای چی گریه می کنی بهش هیچی نگفتم از همه ی برو بچه های سایت بیشتر دلم برات تنگ میشه
تا بلایی سرم نیومده برگرد منو ببخش منو ببخش معذرت می خواهم اگه ناراحتت کردم
پنجشنبه 15 آوریل, 2010 در ساعت 6:33 ب.ظ
دلم برات تنگ میشه
پنجشنبه 15 آوریل, 2010 در ساعت 6:35 ب.ظ
دلم برات تنگ میشه زود برگرد
پنجشنبه 15 آوریل, 2010 در ساعت 6:35 ب.ظ
کی میای دق می کنم ها
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 8:45 ق.ظ
ساگاس جون از رفتار بدم شرمنده ام خیلی دلم برات تنگ میشه از همه بیشتر تو هنوز که نرفتی اگه بری من چکار کنم تنهای تنها برای کی بنویسم تو این سایت ها که من کسی رو به جز تو نمی شناسم کیانا جونم که نیست پس من تنهای تنها چکار کنم هان زود برگرد دلم برات ناجور میتنگه جیییییییییییییگررررررررر الناززززززززززززز
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 11:27 ق.ظ
سسسسساااااااااااااااااااااااااگگگگگگگگگگااااااااااااااااااااااااااسسسسس جججججججججوووووووونننننننننمممممممم ککککککککجججججججججاااااایییییییییییی تتتتتتتتتتوووووووووو ککککککککههههههه ههههههههنننننننننووووووووووزززززززززز نننننننننرررررررررررففففففففففففففتتتتتتتتتتتتتییییییییییییییی چچچچچچچچچچچررررررررررررااااااااااااااااااا بببببببببببببهههههههههههههههه سسسسسساااااااااایییییییییییییتتتتتتتتتتتتتتت ههههههههههههههاااااااااااااااا سسسسررررررریییییی نننننننننننمممممممیییییییزززززززززززنننننننننیییییییی ننننننننننکککککککککنننننننننهههههههههه بببببببببااااااااا مممممممممممننننننننن ققققققققققققهههههههههههههههرررررررررررررریییییییییییییییی
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 11:31 ق.ظ
ساگاس جونم فکر کنم خوندنش سخت باشه پس برات مینویسم
.
ساگاس جونم کجایی تو که هنوز نرفتی چرا به سایت ها سری نمیزنی نکنه بامن قهری
قول بده زود بیایی دلم خیلی برات تنگ میشه
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 6:34 ب.ظ
النازجون سلام.خيلي خوش حالم كه منوبخشيدي.من اونقدردرگيرروضه وجمع وجوركردن وسايل وآش پختن بودم كه نمي تونستم بيام توسايت.فردايعني شنبه مامانم مي يادمدرسه دنبالم ومي ريم مشهدزيارت امام رضا(ع).يك شب خونه ي عموم مي مونيم وفرداش يعني يكشنبه راه مي افتيم.برات مخصوصاًهم توحرم امام رضاوهم توكربلادعامي كنم.فكرنكنم تاهفت هشت روزديگه بيام توسايت.دلم برات اينقدرمي شه: . جاتواونجاخالي مي كنم.دوستت دارم يه عالمه هرچي بگم بازم كمه!!! خداحافظ
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 8:35 ب.ظ
از قيافش خوشم مياد جذابه
جمعه 16 آوریل, 2010 در ساعت 10:24 ب.ظ
منم همین جور عزیزم دوستت دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه
شنبه 17 آوریل, 2010 در ساعت 3:02 ب.ظ
ساگاس جونم امروز شنبه ست نمیدونم الان کدوم نقطه ای ولی دلم برات تنگ شده
ساگاس جونم دوستت دارم
شنبه 17 آوریل, 2010 در ساعت 3:31 ب.ظ
ساگاس جونم کاشکی اینجا تو سایت بودی. دلم برات یه ذره شده عزیزم
شنبه 17 آوریل, 2010 در ساعت 7:48 ب.ظ
ستاره جان با نظر ت موافقم
شنبه 17 آوریل, 2010 در ساعت 9:22 ب.ظ
واقعا ازصمیم قلب سحر را دوست دارم و ارزوی خوشبختی براش دارم
یکشنبه 18 آوریل, 2010 در ساعت 1:47 ب.ظ
سلام ساگاس جونم امروز یکشنبه ست دلم برات تنگیده
دوشنبه 19 آوریل, 2010 در ساعت 1:05 ب.ظ
ساگاس سلام امروز دوشنبه ست هر جایی که هستی برات ارزوی سلامتی میکنم گلم
سه شنبه 20 آوریل, 2010 در ساعت 1:21 ب.ظ
سلام ساگاس جون امروز سه شنبه ست امیدوارم خوب باشی
سه شنبه 20 آوریل, 2010 در ساعت 9:05 ب.ظ
این چه حرفیه بچه ها بیایید باهم دوست باشیم
جمعه 30 آوریل, 2010 در ساعت 7:09 ب.ظ
خودم باهات دوست میشم سحرجون.
جمعه 30 آوریل, 2010 در ساعت 7:10 ب.ظ
سلام سلام سحر جون
شنبه 15 می, 2010 در ساعت 5:40 ب.ظ
چرا هیچکس اینجا نیست
جمعه 28 می, 2010 در ساعت 9:51 ق.ظ
با سلام من اشما را دوست دارم خیلی زیاد منمدر استان بوشهر زندگی میکنم
شنبه 5 ژوئن, 2010 در ساعت 4:35 ب.ظ
من با همتون دوستم
چهار شنبه 9 ژوئن, 2010 در ساعت 12:24 ب.ظ
به به به دوستا
سه شنبه 15 ژوئن, 2010 در ساعت 11:40 ق.ظ
من و خواهرم شما را دوست داریم .
چهار شنبه 16 ژوئن, 2010 در ساعت 11:54 ق.ظ
ساره من عشق بوشهریام مخصوصا بر و بچ جم کنگان
پنجشنبه 17 ژوئن, 2010 در ساعت 8:41 ب.ظ
تواين وسط كي دوست داره با يه پسر دوست بشه اينم قيافه خودم
چهار شنبه 30 ژوئن, 2010 در ساعت 11:18 ب.ظ
سلام سحر جون بيا با خودم دوس شو.
سه شنبه 13 جولای, 2010 در ساعت 1:45 ب.ظ
منم با همتون دوست میشم
چهار شنبه 14 جولای, 2010 در ساعت 5:41 ب.ظ
تورو خدا با من دوست بشين
چهار شنبه 14 جولای, 2010 در ساعت 5:42 ب.ظ
من
یکشنبه 18 جولای, 2010 در ساعت 2:21 ق.ظ
با با این مسخره بازیا چیه؟
من که فقط خودمو دوست دارم
سه شنبه 20 جولای, 2010 در ساعت 6:06 ب.ظ
سلام من داداش ساناز.zهستم .21سالمه.بامن میدوستین؟خیلی بچه باحالیم مثل خواهرم. واسم کامنت بذارین در اصرع وقت جواب میدم میتونین بیاین تو قسمت علیشمس من اونجا هم هستم
چهار شنبه 21 جولای, 2010 در ساعت 12:00 ق.ظ
سا را ساناز ديگه چه صيغه اي
شنبه 24 جولای, 2010 در ساعت 11:52 ق.ظ
السلام علیک یا سامان!
جمعه 6 آگوست, 2010 در ساعت 11:31 ب.ظ
سلام ساگاس جون بالاخره اومدم. گمت کرده بودم دیدی پیدات کردم. دلم براتون تنگ شده. خیلی خیلی زیاد
جمعه 6 آگوست, 2010 در ساعت 11:57 ب.ظ
ساگاس کجایی
شنبه 7 آگوست, 2010 در ساعت 11:26 ق.ظ
الهی الهی … بگم خداچه کارت کنه . بابا به قران ترکیدم از تنهایی .
یکشنبه 8 آگوست, 2010 در ساعت 12:38 ب.ظ
هیچ کس اینجا نیست
اهاااااااااااااااااااااااااای صدای منو میشنوین
یه ماه نبودم ها ببین به سر اینجا چه بلایی اومده.
کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییین .بیاین دیگه
حوصلم سررفت
ساگاس تاخفت نکنم ولت نمی کنم
جون مادرت بیا
دوشنبه 16 آگوست, 2010 در ساعت 9:06 ب.ظ
تصویر عاشقانه
دوشنبه 16 آگوست, 2010 در ساعت 9:07 ب.ظ
باید تصویر های عاشقانه داشته باشد