
تصویربرداری مجموعه مناسبتی «سالهای مشروطه» به كارگردانی «محمدرضا ورزی» كه قرار است دهه فجر امسال از شبكه دو سیما پخش شود، به نیمه رسید.
علی لدنی، تهیه كننده «سالهای مشروطه» با بیان این مطلب گفت: در حال حاضر در حال تصویربرداری زندگی ناصرالدین شاه در كاخ موزه گلستان هستیم و به احتمال زیاد تا یك ماه دیگر هم تصویربرداری در این كاخ تاریخی ادامه خواهد داشت.
به گفته لدنی، گروه بعد از اتمام تصویربرداری در كاخ گلستان، به شهرك سینمایی غزالی، شهرهای قزوین، كاشان و شهرك سینمایی دفاع مقدس خواهند رفت.
همچنین تدوین همزمان این سریال 15 قسمتی نیز بر عهده یلدا جبلی است. هر قسمت این مجموعه تلویزیونی 50 دقیقه است و تا كنون تصویربرداری لوكیشن های كاخ سعدآباد به پایان رسیده است.
«سالهای مشروطه» از ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و زمان صدارت میرزا خان(امیركبیر) تا انقلاب مشروطه را به تصویر میكشد. این سریال آخرین بخش از تریلوژی تاریخ معاصر است كه فازهای دوم و سوم آن به نامهای «پدرخوانده» و «عمارت فرنگی» در سالهای گذشته ساخته شد.
سالهای مشروطه» از ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و زمان صدارت میرزا خان(امیركبیر) تا انقلاب مشروطه را به تصویر میكشد. این سریال آخرین بخش از تریلوژی تاریخ معاصر است كه فازهای دوم و سوم آن به نامهای «پدرخوانده» و «عمارت فرنگی» در سالهای گذشته ساخته شد.
در «سالهای مشروطه» وقایع تاریخی از زمان صدارت میرزا تقی خان تا بهمن 57 بررسی میشود.
از مهمترین فصلهایی كه در این سریال بررسی میشود، میتوان به انقلاب مشروطه، علمای آن دوران، روشنفكری غربی، مشروطه مشروعه و به انحراف كشیده شدن مشروطیت و مشروطه خواهان اشاره كرد.
عوامل این سریال به این شرح هستند: نویسنده و كارگردان: محمدرضا ورزی، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان : مسعود عجمی ، مدیر تصویربرداری: فرشاد خالقی، مدیر تولید: تینا پاكروان، طراح دكور، لباس و صحنه: رویا ابراهیمی، موسیقی: ستار اوركی، صدابردار: علیرضا غفاری و طراح چهرهپردازی: شهرام خلج.
در این مجموعه تلویزیونی بازیگرانی چون اكبر عبدی، محمد صادقی، آزیتا حاجیان، جمشید مشایخی، ایرج راد، محمد مطیع، رضا رویگری، زهیر یاری، داریوش كاردان، شهرام عبدلی، فرخ نعمتی، قاسم زارع، تینا پاكروان، یوسف صیادی، چنگیز وثوقی، ولی ا… مومنی، مهری ودادیان، حسن كاخی، حسام نواب صفوی و محمدرضا شریفی نیا و … ایفای نقش كردهاند.
![]()
98 دیدگاه برای “ سریال سالهای مشروطه”
نوشتن دیدگاه
شما باید برای ارسال نظر وارد سایت شده باشید سپس نظر خود را ارسال نمایید .
- نظراتی که به صورت انگلیسی نوشته شوند یا به موضوع ربطی نداشته باشند تایید نخواهد شد





























شنبه 30 ژانویه, 2010 در ساعت 9:31 ق.ظ
سلام ببخشيد ميخواستم بدونم اسم من جزو ساير بازيگران سالهاي مشروطه است. باتشكر
شنبه 30 ژانویه, 2010 در ساعت 9:33 ق.ظ
آخه من جزو بازيگران مهمان بوده ام
شنبه 30 ژانویه, 2010 در ساعت 9:35 ق.ظ
من جزو قسمت چندم هستم در آن قسمت من فراش بودم
شنبه 30 ژانویه, 2010 در ساعت 9:36 ق.ظ
نام ساير بازيگران مي خواستم
شنبه 30 ژانویه, 2010 در ساعت 9:43 ق.ظ
حالا واقعا بازی کردین
چهار شنبه 3 فوریه, 2010 در ساعت 8:50 ب.ظ
پس تیتراژ سریال که برای دانلود گذاشتین کجاست؟؟؟؟
شنبه 6 فوریه, 2010 در ساعت 1:48 ب.ظ
به نظر من این سریال خیلی از واقعیت دور است وبیشتر یک سریال تخیلی است تا تاریخی چون بیشتر این وقایعی که به نمایش گذاشته شده است با واقعیت منافات زیادی دارد
شنبه 6 فوریه, 2010 در ساعت 6:49 ب.ظ
مزد اهانت
حضور محترم جناب آقای نویسنده
در این سریال که پخش شد که به هیاکل مقدسه دیانت بهائی اهانت گردید ؛ برایم سئوالی در ذهن آمد که اگر روزی در یک کشور غربی یا شرقی به شما پیشنهاد بدهند که به ساحت رفیع حضرت محمد رسول اکرم روحی و ذاتی له الفدا اهانت کنید چقدر می خواهید ؟ صد میلیون تومان یا صد میلیارد تومان ؟ اگر صد میلیارد تومان به شما بدهند حاضر هستید به ساخت رسالت نبوی جسارت و اهانت کنید ؟ تفاوت شما با آن فردی در اروپا که تصاویر زننده در روزنامه ها از حضرت رسول می کشند چیست ؟
می گوئید دیانت مقدس بهائی را دین نمی دانید خوب اگر هر نویسنده ملاک نوشتن و اهانت او این باشد که به نظر او یا نظر سردبیر یا نظر حکومت این باشد که به عقیده یا آئینی که قبول ندارند می توانند اهانت کنند در رسانه ها چه خواهد شد ؟
آیا حاضر هستید حتی به قیمت جان خود و زندگی خودتان ناسزائی به حضرت رسول استغفرالله بنویسید ؟
خوب مقام حضرت بهاءالله و حضرت باب در سراسر جهان مقام رسالت و مقام پیامبری است هر چند در تاریخ سنت شده که برخی علمای اهل ادیان سلف به ادیان بعد خود احترام نمی گذارند ؛ در تاریخ بنگرید یزید و شمر به جنگ حضرت امام حسین آمدند و آن حضرت را فردی معرفی کردند که از دین خدا خارج شده و ایشان و خانواده مطهر ایشان را به شهادت رساندند ؛ تفاوتی هست بین شمشیر شمر و قلم کسانی که به پیامبر الهی اهانت می کنند ؟
اما تفاوتی هست بین بهائیان و دیگر مظلومان تاریخ که بهائیان بنا به دستور مولای خود دست به خشونت نزده و دفاع از خود را به قلم و گفتمان می دانند ؛
شاید برای شما این دفاع مضحک آید اما اگر در این سی سال در انقلاب دقت کنید متوجه اراده الهی می گردید نه شما نه هیچ قاضی نه هیچ مامور اداره اطلاعات تا به امروز نتوانسته است این برچسب را به بهائیان بچسباند که اقدامی بر خلاف قوانین حکومتی انجام داده است شاید شما در رسانه خود مشتی دروغ بنویسید اما مردم ایران و مردم جهان احمق نیستند که باور کنند .
شما قصد دارید که با ساخت چنین نمایشی به هدف سست کردن مقام رسالت برسید ؟
اگر علمای یهود توانستند با مسیح مخالفتی نمایند که مسیح فراموش شود شما هم با ساخت چند نمایش به نتیجه خواهید رسید
اگر علمای مسیح توانستند با محمد مخالفتی نمایند که عشق مسلمانان نسبت به آن حضرت کم شود شما هم با بیان افترا و اهانت شاهد پیروزی خواهید بود
اگر علمای اسلام توانستند با حضرت باب و بهاءالله اهانتی نمایند که مومنان به آن حضرت به شک و تردید مواجه شود بزودی تاریخ نامی از بهائیان نخواهد آورد
پس به تاریخ 166 ساله این آئین هم نگاهی کنید به تاریخ 30 سال گذشته هم نگاهی کنید
هر چه فریاد بزنید بهائیان عاشق مولای خود بوده و هستند و خواهند بود
انگلیس و روسیه؛ امریکا و اسرئیل ؛ چه بسیار کوچک هستند حتی جهان آفرینش توان مقاومت در برابر اراده این هیاکل مقدسه را ندارد
اگر نمی دانید به قرآن بنگرید زمانی که شق القمر را می خوانید شما به ظاهر آن تفسیر می کنید ولی حقیقت مهم به دو نیم کردن ماه نیست بلکه شکافتن عقاید خرافی زمان و تعصب علمای زمان حضرت محمد بوده است
حال حضرت بهاءالله شق الشمس کرده اند که در میان چنین علمای متعصبی پیروان خود را حفظ کرده است و اگر تعدادی نیز به قربانگاه شتافتند از تشنگی دریای عشق است که هر چند وقتی تشنه دیدار عاشق با معشوق است
شنبه 6 فوریه, 2010 در ساعت 8:04 ب.ظ
دوستان توجه کنند که تایید این دیدگاه به معنی پذیرفتن سخنان نویسنده این دیدگاه نیست فقط به خاطر ازادی بیان که حق طبیعی هر انسان هست تایید کردم
وگرنه من خودم از دشمنان درجه یک این گروه گمراه شده هستم و به این خواهر بهایی توصیه میکنم به راه حق برگردند قبل از اینکه خداوند بر انها خشم بگیرد
گرچه با ظهور امام زمان پوچی عقاید این گروه به زودی بر همگان روشن خواهد شد
یکشنبه 7 فوریه, 2010 در ساعت 12:53 ب.ظ
باسلام وخسته نباشيد خدمت نويسنده عزيزبه نظر من اين سريال يكي از پربيننده ترين وزيباوجذابترين سريالهاست ولي اي كاش كمي طولاني تر بود يعني همه چيز راخيلي خيلي خلاصه كرده بودين ولي به هرحال دست شما نويسنده ي هم وطن دردنكنه خداقوت انشاءالله كه هميشه موفق باشيد
یکشنبه 7 فوریه, 2010 در ساعت 3:08 ب.ظ
ببینید دیگر کارمان به کجا کشیده که قورباغه هم ابو عطا میخواند.حالا دیگه به اسم ازادی هر مزخزفیو بلغور میکنند.حضرت بابم ادم شده.اون حضرتی که از لندن ظهور کنه لیاقتش همونه که مثل —————————
یکشنبه 7 فوریه, 2010 در ساعت 10:05 ب.ظ
من کاملا با حرف های سحر خانوم موافقم و درباره ی دیگر نظرات معتقدم که گذشت زمان همه مسائل رو روشن میکنه .
یکشنبه 7 فوریه, 2010 در ساعت 11:52 ب.ظ
با عرض خسته نباشید خدمت محمد جان .انسانی که جواب نداشته باشد یا از کوره در میرود یا با توهین وتمسخر سعی میکند حرف خود را به کرسی بنشاند.اگر از کوره در میروید که سعی کنید که همیشه خونسردی خود را حفظ کنید چون با عصبانیت هیچ مشکلی حل نمیشود.اگر تمسخر تو ملاک ادعاهای تو است افراد یا گروههای دیگر هم به دین اسلام توهین میکنند ایا باید بگوییم که انها راست میگویند یا که توهینشان از بی ادب بودن انها است.
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 9:29 ب.ظ
سلام به همه
خوب دوستان و مخصوصا سحر خانم
قصد توهین ندارم …..ولی شما خیلی تعصب دارین و این طبیعییه و من هم به عنوان بچه شیعه این تعصب رو دارم ….. من به عنوان کسی که راه خودشو در تمامی ادیان دنیا پیدا کرده حرف می زنم شما می توانید صحبت های این شخص حقیر را بپذیرید یا نه ….من با دین بهاییت از نزدیک برخورد داشتم و بحث های زیادی با هموطن های بهایی انجام دادم و با قاطیعت عرض می کنم که فرهنگ شیعه جامع تر و کامل تر از این هاست که مردمان این سرزمین این مذهب رو با این همه مکتوبات مستند بر عقل رها کنن و به دینی رو بیارن که تمامی کتب و آموزه هاشون به 400 صفحه هم نمی رسه (البته با اغراق ) .
البته یک دلیل مستند بر دروغین و غیر قابل قبول بودن این مذهب حمایت های وسیع دولت های غربی از این فرقه است،مخصوصا اسرائیل و انگیلیس به راستی چرا ؟
دلیلی نیست جز ایجاد فتنه ای آشکار در آیین اسلام ناب محمدی که همه جانبه عرصه رو برای ورود هر گونه استعمار بر ملت ها ی مسلمان بسته ….تفکر با شما
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 9:32 ب.ظ
اقا جان چي ميگين برا خودتون بد بخت راست ميگه حضرت باب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا اگه ايجوري باشه منم حضرت در و تختم 100تام پيرو دارم تازشم انگليس ازم پيروي ميكنه كسيم به ساحت مقدس من توهين كنه كافر به الفطرس بابا بزرگ مرد تاريخ ايران از همون اول گفت به اين فرقه رو ندين روتون سوار ميشنا همينه ديگه اي روحت شاد ميرزا محمد تقي خان فراهاني
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 9:35 ب.ظ
به نظر من شما یه دور دیگه تاریخ رو با دقت بخوانید؟ممنون
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 9:54 ب.ظ
در جواب این بخش از صحبت های شما (هر چه فریاد بزنید بهائیان عاشق مولای خود بوده و هستند و خواهند بود
انگلیس و روسیه؛ امریکا و اسرئیل ؛ چه بسیار کوچک هستند حتی جهان آفرینش توان مقاومت در برابر اراده این هیاکل مقدسه را ندارد)
امروز اگه اسرائیل اراده کند براحتی تمامی شما و بیت العدل تان را نابود
می کند !!! البته هیچ وقت این کار را نخواهد کرد !! (چون همین الان با اداره کردن
مستقیم بیت العدل شما (البته با اداره کردن همون گروهی که خودشون رو منتخب شده جامعه بهاییت می دانند )یوق اسارتی به این بزرگی بر گردن شما نهاده است . در نتیجه این قسمت از صحبت های شما یک اغراق بزرگ بیش نسیت.
اگر فکر می کنید که من دروغ می گوییم کافیست به تاریخ 166!!!! خود بنگرید البته این بار با دقت .آیا یک بار شده که سران شما یک بار کلمه ای بر له دولت
اسرائیل بیان کرده باشند!!!
شما به تاریخ 166!!! بسیار زیاد خود افتخار می کنید که سراسرآن از محمد علی باب تا افندی سر شار از تناقض گویی و تجدد اساسی است بر حسب فرمایشات بزرگان و صاحبان دینتان (استعمار پیر) نه سیر تکاملی
تفکر بدون تعصب سخت است ولی غیر ممکن نیست!
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 10:24 ب.ظ
یه چیز اینجا واضح اسرائیل شما رو حمایت میکنه ولی دین یهود رو تایید میکنه میشه بگین چرا
به نظر شما مسخره نیست من از یه عقیده حمایت کنم بدون اینکه اون عقید رو قبول کنم
دوشنبه 8 فوریه, 2010 در ساعت 10:51 ب.ظ
سحر خانوم شما میگید (بهائیان بنا به دستور مولای خود دست به خشونت نزده و دفاع از خود را به قلم و گفتمان می دانند )
ولی ما هیچ دستوری از حضرت محمد حضرت موسی یا امام حسین یا کس دیگر نگرفتیم که حال با عوض شدن انها دستور( حضرت باب شما) را اطاعت کنیم
ما تمامی دستورات خود را از خداوند میگیرم تمامی پیامبران و امامان فقط انتقال دهنده دستور وایات خداوند هستند و حق هیچ گونه دخل و تصرفی در ان را ندارند
و چون خداوند همان خدای 1400 سال پیش هست و عوض نشده پس ما هم همان را اطاعت میکنم دین خداوند اسلام است یعنی تسلیم شدن در برابر خدا
نه تسلیم شدن در برار بهاء الله
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 12:22 ق.ظ
دوستان خسته نباشید. خدمت میثم عزیز بگویم که اولا پیامبر ما را دولت ایران به اسراییل تبعید کرد خواهش میکنم تاریخ را خوب مرور کنید ایشان با خواسته خود به انجا نرفتند.اگر مایک بار هم حرفی برعلیه اسراییل نزدیم در مقابل 20000 شهید خود هم هیچ توهینی به شما نکرده ایم.ثانیا ما برای دوستی امده ایم وبا هیچ کس سر جنگ نداریم چه اسراییل چه شما این را باید از برخورد با دوستان بهاییتان هم فهمیده باشید.درباره این مطلب هم که فرمودید مذهب شیعه کامل تر از همه است باید بگوییم چقدر به ان عمل میکنید. ملاک عمل به ایین است کم یا زیاد مهم نیست.در مورد اینکه دستورات دین ما به چهارصد صفحه هم نمیرسد این را بگویم که زان لقمه که صوفی را در معرفت اندازد یک دانه وصد مستی یک ذره وصد سیمرغ در مورد فرمایش adminعزیز هم بگویم اسراییل اگر دین یهود را تایید میکند چون دین انها یهودی است ویهودیان پیروان حضرت موسی هستندو دلیل نمیشود اگر هر کشوری یک دین دارد دین دیگر را رد کند برای مثال شما شیعه هستیدواهل تسنن را برادر خود میدانیید ولی هدف خود را دارید. البته سخنان من برای رفع ابهامات است وقصد توهین به هیچ کسی را ندارم
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 9:07 ق.ظ
اقا نعیم یه سوال از شما دارم
ایا به نظر شما قران تحریف شده یعنی تغیراتی در ان به وسیله انسان ایجاد شده ؟
این سوال منو جواب بده خیلی مهمه
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 9:15 ق.ظ
نعیم خان ما حق داریم به دین شما توهین کنیم و پیروان این دین را مرتدد بدانیم چون دین تازه ای از خود اورده اید و در دین خدا فتنه ایجاد کرده اید
طبق دستور خداوند شما مرتدد هستید
ولی شما حق ندارید به دین ما توهین کنید چون شما طبق دستور بهاء الله دین ما را قبول دارید و محمد را پیامبر خدا میدانید و همینطور امامان را اگر به پیامبر ما جسارت کنید طبق دستور بهاء الله از دین بهایی خارج خواهید شد
پس میبنی که هر دوی ما به وظایف دینی مان عمل میکنیم
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 4:07 ب.ظ
اخرین پیامبر حضرت محمد (ص) بوده و هست و خواهد بود قران بزرگترین ایت دین اسلام در طول تاریخ تحریف نشده نه کلمه ای به ان اضافه شده و نه کم شده هیچکس نتوانسته ایه ای مانند یکی از ایات قران بیاورد به امید اینکه هر چه زودتر اقا امام زمان ظهور کند و دشمنان خدا (گمراه کنندگان خلق) به جزای خود برسند خدایا همه گمراهان از درگاهت را به راه راست هدایت کن
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 6:01 ب.ظ
سلام به همه
آقا نعیم باید به شما بگم که بله شما با کسی سر جنگ ندارید ،چون نباید با کسی سر جنگ داشته باشید اصولا هدف شکل گیری نظام شما مبتنی بر نداشتن
سر جنگ با هر کسی است ؟
در دوران استعمار کثیف انگیلیس که مراجعه شیعه بریتانیا رو در انجام فعالیتهای چپاول گرانه خود ناکام گذاشته بودن(به واسطه قیام های مردمی و پیروی ازمراجعه )
باید دینی به روی کار بیاید که کلا از امور سیاسی کنار رود . و این قدرت مراجعه
(حمایت های مردمی) را از بین ببرد . برادر شما شاید با کسی سر جنگ نداشته با ولی با ترویج این گونه عقاید که هیچ کس در سیاست دخالت نکند و امثال این ها ،عملا کشور را بدست مشتی استعمار گر و چپاول گر واگذار می کنید
(این قضیه دخالت نکردن در سیاست بار ها توسط سران بهایت نقض شده)
در ادامه مطالبی را بیان می کنم که شما همان طور که ادعای رفع ابهام
دارید آنها را رفع ابهام کنید
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 6:17 ب.ظ
برای بیان مطالب خود من هم در ابتدا چند سوال از شما دارم (البته جواب بسیاری از این پاسخها با گشت و گذار در سایت ها ی بهایی اللخصوص سایت رسمی شما به اسم آیین بهایی بدست آوردم ) از شما می خوام به عنوان یه شخص بهایی ابتدا به این مطالب پاسخ داده تا بحث اصلی رو در حضور بچه های سایت شروع کنیم
1_آیین و آموزهای شما درباره دین مبین اسلام چه نظری دارد ؟
2_آیین و آموزهای شما چه نظری در باره قرآن دارد؟(صریح و واضح)
3 آیین و آموزهای شما چه نظری درباره مذهب تشیع دارد؟
در این باب سوالات زیادی مطرحه که اینک به همین سه سوال اکتفا می کنم .البته سوالات زیادی در باره زندگی سیاسی سران آیین شما وجود دار ه از جمله گرفتن نشان سر توسط افندی و چیزهای دیگه که در ادامه اگر عمری باقی بود در جایگاه سیاسی نیز به بحث خواهیم نشست
سه شنبه 9 فوریه, 2010 در ساعت 10:59 ب.ظ
من یه سوال تازه دارم لطفا به این هم جواب بدهید
دیروز همسایمون به من گفت که از طرف خدا بهش وحی امده یه کتاب چهارصد صفحه ای هم نشان داد گفت این تماما از طرف خدا نازل شده و من دین جدید اوردم و چون دیگه دین بهایی جواب گوی نیازهای بشری نیست من همین جا اعلام میکنم دین بهایی منسوخ شده و دیدن خدا بعد از این انگورا هست و من انگور خان نبی الله هستم و روح خدا در من حلول کرده چند قسمت از کتابش رو مطلعه کردم متوجه شدم خیلی شبیه کتاب اقدس هست ولی تفاوتهایی هم داشت انگور خان از من دعوت کرد که به او ایمان بیاورم و جزو پیروان دین انگورای شوم
به نظر شما من دعوت او را قبول کنم یا نه
سریعا جواب دهید
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:00 ق.ظ
داري شوخي ميكني يا جدي ميگي؟
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:20 ق.ظ
سريال بسيار خوبيه
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:38 ق.ظ
ميشه در مورد باب ها بگيد تاما هم بدونيم كين
كنجكاو شدم
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 2:03 ب.ظ
dooste aziz admin
in javabet vaghean ajib bood baraye man….
doste aziz
dar donyae emrooz donyaye ensanha
har kasi hagh dare aghayede khodesho dashte bashe
va ensaniyat hok mikone ke joda az ghabol ya rad aghayed digaran be moghadasat afrad toohin nakonim
deghat befarmaid…ensaniyat ino hokm mikone
ma bahai ha be aghayedoom paybandim
motaghedim ke in seryal rishe dar haghighat nadare
va mohmtar in ke ma ham inrani hastim
pedaran ma irani boodand va serfan be khatere vojod marakez moghadasemon rabti be esraiil ya har keshvare digei nadarim
mohabat…va ham mihani ijab mikone ke hame be ham ehteram bezarim
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 2:41 ب.ظ
دفعه دیگه فارسی تایپ نکنی تایید نمیکنم
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 4:47 ب.ظ
یه گروه منحرف شده از شعیان همون بهاییان هستند
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 5:20 ب.ظ
سریال جالبیه
اقا ادمین میخواستم بگم میشه از بازیگرای این سریال عکس بزارید؟
ممنون.
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:00 ب.ظ
من از بابام پرسيدم بهاييها كين اصلا دينشون چيه گفت من فقط اينو ميدونم كه نجسن(بهاييها ببخشيد)
ميگفت تو كلاسمون يه اصفهاني دينش بهايي بود دوستم بهم گفت بهش دست نده وگرنه بايد غسل بكني
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:18 ب.ظ
ساناز خانوم اونها معتقد هستند امام زمان ظهور کرده که همون باب هستش در زمان ناصر دین شاه قاجار
بعدا باب به دستور امیر کبیر در شهر ما تبریز به دار اویخته شد ولی قبل از مردن تو دین خدا فتنه ایجاد کرد گفت که بعد از من پیامبری ظهور خواهد کرد
یه نفر به نام ( صبح عزل ) خودش رو پیامبر وعده داده شده باب معرفی کرد بعد از یه مدت برادر همین ( صبح عزل ) که بهاء الله نام دارد گفت که صبح عزل دروغ گو هست و من پیامبر هستم طرفداران بهاء الله را بهایی گفتند و به مرور زمان به وسیله زاد و ولد زیاد شدند …………..
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:26 ب.ظ
شوخی کجا بود
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 10:36 ب.ظ
احترام میزارید که میگید دین اسلام منسوخ شده
من به تو احترام نمیزارم چون تو دین منو به مسخره گرفتی
من به تو توهین میکنم چون تمام تلاش پیامبران که برای ظهور منجی و ایجاد عدالت جهانی هست به مسخره گرفتید
من تو را نجس میدانم چون از دین خدا خارج شده اید تنها ابی که تو را پاک میکند اسلام هست
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 11:18 ب.ظ
دوستان خسته نباشید.قران تحریف نشده ادمین عزیز ولی یک سوال از تو دارم.برای چه بعد از دیانت یهود ومسیح دین اسلام ظهور کرد.؟اصل ان این است همه ادیان قبل از اسلام بر حق بودند ولی چون پیروان انها دچار تزلزل شدند دین بعدی ظهور کرد قران تحریف نشده ولی ایا پیروان ان به فرامین قران عمل میکنند؟ در ادیان الهی شکی نیست ولی این افراد هر دین هستند که بعد از مدتی دچار تزلزل میشوندو به بیراهه میروند. برای اطلاعات عمومی شما هم عرض کنم معنی خاتم نگین یا نمونه میشود البته اگر بر روی حرف ت فتحه باشد که در قران بر روی حرف ت فتحه است یعنی نگین پیامبران یا نمونه در میان پیامبران نه اخرین پیامبر ولی چیزی که شما میگوییدمعنی ان با ان خاتمی که در قران است فرق میکند .وبه گفته خودتان قران تحریف نشده است پس چیزی که در قران است را اگر صحیح معنی کنید جواب خود را میگیرید
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 11:21 ب.ظ
اي بهائي هاي خل وچل
چهار شنبه 10 فوریه, 2010 در ساعت 11:56 ب.ظ
خداوند به حضرت موسی گفته است هیچ بنده ای را بر روی زمین بیهوده خلق نکرده ام. .مهمترین گوهریکه خداوند متعال در خلقت انسان به او عطا فرمود کرامت انسانی است.به فر موده حضرت علی تمام مردم ازاده هستند واز ادم فرزندی به عنوان کنیز زاده نشده است. دو فرمایش بالا از حضرت علی است.
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 12:01 ق.ظ
سلام به مدیریت این سایت و دوستان
یه سایت که به مرفی ریشه ی تاریخی این فرقه می پردازه رو به شما معرفی می کنم
البته تاکید می کنم تاریخی اگه درباره تحلیل اصول دروغین اعتقادیشون هم مطلب بخوایین بگین براتون مطالب جالبی دارم خوشحال میشم این فرقه گمراه رو بیشتر معرفی کنم
http://www.mohakeme.com
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 12:02 ق.ظ
جواب درست به خدا بده که گمراهان را جزا بدهد یا هدایت کند چون دو دستور متفاوت به خدا دادی این سوال را از تو پرسیدم.
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 12:12 ق.ظ
یک جواب به هر سه سوال تو میدهمبه هر سه نظر مثبت داریم همراه با احترام فراوان به انها.
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 9:22 ق.ظ
افرین حرف منم همینه
چون قران تحریف نشده لازم نیست کتاب دیگه بیاد
اسلام امد چون یهودیت ومسیحت تحریف شده بود
حال که قران تحریف نشده چرا باید یه نفر وحی جدید بیاورد
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 9:34 ب.ظ
(یک جواب به هر سه سوال تو میدهمبه هر سه نظر مثبت داریم همراه با احترام فراوان به انها.)
آقا نعیم من نظر مثبت یا منفی شما رو نسبت به سوالات نخواستم من از شما برای تمام سوالهام جواب کامل می خواهم . اگه داری بسم الله …
تا باهم به بحث بنشینیم من می خواهم جایگاه این سه موضوع را در دین
شما بدانم و دوست دارم برای مثال می خواهم بدانم آیا قرآن کریم از نظر شما تحریف شده یا نه ؟ پس لطفا جواب کامل بدین تا در ادامه بحث مان خواننده های عزیز به قضاوت بنشینند ……
بی صبرانه منتظر پاسخ های کامل شما به سوالاتم هستم
پنجشنبه 11 فوریه, 2010 در ساعت 10:36 ب.ظ
ميشه در مورد سالار عقيلي هم مطلب بزارين وهمينطور اهنگاشو واسه دانلود
جمعه 12 فوریه, 2010 در ساعت 1:04 ق.ظ
پس اگه این طوری باشه پیروان حضرت عیسی حق دارند به شما توهین کنند چون شما رو قبول ندارند و شما چون مسیحیت رو قبول دارین حق ندارین به اونها توهین کنید .یعنی این درسته؟
جمعه 12 فوریه, 2010 در ساعت 8:11 ق.ظ
اگه به خاطر دینشون این کا رو بکنند درسته
حتی اگه به خاطر دینشون کشته بشن شهید محسوب میشن
جمعه 12 فوریه, 2010 در ساعت 9:37 ق.ظ
نقدهای وارده بر بهائیت
سيد علي محمد شيرازي (1236 ـ 1266) يكي از شاگردان سيدكاظم رشتي مؤسس فرقه شيخيه بود كه پس از فوت استاد، ادعا كرد كه باب واسطه وصول به امام زمان است و بعد ادعا كرد كه خود قائم موعود است و در نهايت نيز ادعاي نبوت و…
را نمود تا اين كه در سال 1266 هـ .ق در تبريز به دار آويخته شد، او كه با ادعاهاي خود فرقه اماميه را بنا نهاده بود، ميگفت خاتم، ظهورات مشيت اوليه و آخرين حلقه سلسه نبوت نيست، بلكه ظهور بعد از او كه از آن به من يظهره الله تعبير ميكرد، به مراتب بالاتر از ظهور خود اوست.[1]
بعد از مرگ علي محمد باب، صبح ازل (1246 تا 1330) جانشين او شد ولي به علت مخالفت مردم و علما او به همراه برادرش ميرزا حسينعلي معروف به بهاءالله به عراق تبعيد شد و در آنجا به خاطر اختلافي كه بين دو برادر به وجود آمد، دولت عثماني صبح ازل را به قبرس و بهاء الله را به عكّا در فلسطين، تبعيد نمود و در حالي كه هر كدام دعوي رهبري بابيه را داشتند، بهاء الله با ادعاي اين كه من همان «من يظهره الله» مورد نظر علي محمد باب هستم، توانست بر برادرش فايق آيد و رهبري بابيها را به دست آورد و كمكم فرقه «بهائيت» را بر روي پايههاي آن بنا نهد،[2] و با حمايتهاي استعمارگران فرقهاي جديد به وجود آورد. بعد از وي نيز فرزندش افندي به سازماندهي دوباره فرقه بهائيت پرداخت و آن را به شبكه جاسوسي براي خدمت به استعمار انگليس و بعد آمريكا تبديل كرد و به شكرانه خدماتش از دولت انگلستان لقب «سِر» و نشان «نايت هود» گرفت.[3]
واقعيت اين است كه هنوز علماي علم فرق و مذاهب و ملل و نحل نتوانستهاند جايگاهي براي اين فرقه در ميان مباحث اديان و مذاهب پيدا كنند، اين فرقه نه در تعريف مذهب ميگنجد، نه تعريف دين بر آن شامل ميشود و نه هم چون اديان آسماني شالوده مستحكمي ارد و نه هم چون اديان غير آسماني پشتوانه فكري و سازمان ديني، به همين دليل نقد اين فرقه در قالب انتقادهاي رايج در علوم مربوط به اديان و مذاهب امكان ندارد و به تعبير ديگر چون ساختار فكري و عقيدتي منسجم و مستقلي ندارد نه قابل انتقاد است نه قابل استناد. با اين همه در اين مقال به چند مورد انتقاد كلي اشاره ميشود.
الف) انتقادهاي اعتقادي
فرقه بهائيت در مورد مسائل اعتقادي گنگ و نامفهوم است و با اينكه آسمان و ريسمان را به هم بافته، مطلبي را ارائه نكرده كه جزو اعتقادات پيروانش به حساب آيد. براي روشن شدن اين مطلب به چند مورد اشاره ميشود.
1 . عدم توضيح در مورد مبدأ و معاد: اين فرقه توضيحي در مورد مبدأ عالم و انسان نميدهد، معلوم نيست قائل به توحيد است يا ثنويگرا يا همچون بوديسم منكر مبدأ است، يا چون شمنپرستها مظاهر طبيعت را پرستش ميكند تنها چيزي كه در تاريخ اين فرقه به چشم ميخورد، ادعاي الوهيت ميرزا حسينعلي بهاء است، وي در كتاب اقدس خود ص 1 خويشتن را منبع وحي و تجلّي خدا معرفي كرده، مدعي ميشود كه خداوند خلقت و تدبير جهان را به او سپرده است و در كتاب ايام تسعه ص 50 درباره روز تولد خود ميگويد: فيا حبّدا هذا الفجر الذي فيه ولد من لم يلد و لم يولد،[4] و يا در جاي ديگر ميگويد: خدايي هستم كه در سايههاي ابر فرود آمدم تا جهانيان را زنده گردانم.[5] و اينها تنها مطالبي است كه بهائيان در مورد خداي خود ارائه ميدهند، ولي توضيحي در كمّ و كيف آن ندارد و نميگويند كه چرا خدايشان نتوانست در ايران بماند و بعد از مدتي زنداني شدن و تبعيد نهايتاً در عكّا مرد مگر خدا ميميرد و بندگان خود را بيخدا ميگذارد؟!
بهائيان علاوه بر مسأله مبدأ در مورد معاد هم مطلبي ارائه نكردهاند و يك محقق نميتواند بگويد آيا آنان قائل به معاد هستند يا تناسخ را ميپذيرند اگر معاد را قبول دارند كمّ و كيف آن چگونه است؟ خلاصه اين كه يك بهايي نميداند در مقابل اين سؤال كه از كجا آمده و به كجا خواهد رفت جوابي ارائه دهد.
2 . عدم توضيح در مورد نبوت و امامت: بهائيان ادعا ميكنند كه با ظهور باب و بهاء شريعت اسلام الغا گرديده و دوره رسالت محمدمصطفي ـ صلي الله عليه و آله ـ سپري شده است و اين دوره دوران زمامداري جمال اقدس الهي و آيين اوست. حال سؤال اين است كه آيا آنها به نبوت و امامت اعتقاد دارند يا نه؟ و باب و بهاء نبي و مرسل هستند يا خداي متجلي در جسم انسان، و نهايتاً با آمدن آنها شريعت و دين جديد آغاز شده يا آنها ادامه دهنده شريعت قبلي هستند. آنان گاهي ميرزا حسينعلي را خداوند لم يلد و لم يولد ميدانند و گاهي پيامبر مرسل و گاهي وي را مهدي موعود ميشمارند و گاه جانشين باب و انتظار دارند كه مسلك آنان هم شاخهاي از اسلام به شمار آيد هم به ديده دين مستقل به آن نگريسته شود.
3 . التقاط در احكام عملي: بنيانگذاران مسلك بهائيت براي اين كه رنگ و بوي مذهب و دين به مسلك خود بدهند احكام عملي كه تقليدي صوري ازدين اسلام و مفهومي از مسيحيت پولسي است، براي آن دست و پا كردهاند كه به چند مورد از اين احكام اشاره ميشود.
1 .نماز: در آيين بهايي نماز 9 ركعت است كه به صورت انفرادي، صبح و ظهر و شام بر هر فرد بالغي واجب است و قبله آنها شهر عكّا يعني قبر حسينعلي بهاء ميباشد، چرا كه وي در كتاب خود گفته: «اذا اردتم الصلوة و لوّ وجوهكم شطري الاقدس؛ وقتي نماز ميخوانيد به سوي قبر من نماز بخوانيد».[6]
2 . حج: بهائيان براي حج به زيارت خانهاي در شيراز ميروند كه سيدعلي محمد باب در آن متولد شده است و همچنين زيارت خانهاي در عراق كه تبعيدگاه حسينعلي بهاء بود، حج آنان به شمار ميرود[7] معلوم نيست حسينعلي بهاء چرا زيارت قبر خود را حج پيروانش قرار نداده؟ گويا ميخواسته سهمي هم براي سلفش علي محمد باب تعيين كرده باشد كه خانه وي را كعبه بهائيان قرار داده است.
3 . از ديدگاه بهائيان ازدواج با زن پدر حرام است ولي با دختر و خواهر و ساير اقربا جايز است.[8] يعني در اين اياحهگري فقط زن پدر حرام شده و با بقيه اقربا ولو دختر و خواهر ميتوان ازدواج كرد.
4 . بهائيان تمام اشياء را پاك ميدانند، حتي امثال بول، غائط، سگ و خوك[9] و گويا در اين مورد از مسيحيان الگو گرفتهاند، همچنان كه حسينعلي بهاء در دعوي الوهيت، از آنان متأثر شدهاند.
ب) انتقادهاي رفتاري:
1 . پيروي از استعمار: همفر جاسوس انگليسي كه در دوران قاجار در خاورميانه به جاسوسي براي انگلستان ميپرداخته در ضمن معرفي برنامههاي وزارت مستعمرات انگليس، براي متلاشي كردن كشورهاي اسلامي و از بين بردن اتحاد اسلامي، ايجاد فرقههاي ساختگي را مهمترين راهكار براي رسيدن به اين هدف، ارزيابي ميكند.[10] به همين دليل است كه انگلستان در آن دوره چندين فرقه جديد به وجود آورد كه مهمترين آنها قاديانيه در هند، وهابيت در عربستان و بهائيت در ايران بود.
هرچند به هنگام ظهور باب دولت تزاري نقش حامي وي را بازي ميكرد،[11] ولي با انتقال قدرت به حسينعلي بهاء و تبعيد وي به عكّا در فلسطين كه تحتالحمايه انگلستان بود، انگليس حامي جديد مسلك تازه تأسيس بهائيت شد و حسينعلي با برخورداري از حمايتهاي اين دولت توانست آب رفته را به جوي باز آورد و بابيان را از نو سازماندهي كرده آن را به شبكه جاسوسي كه وظيفهاش ايجاد انقلاب در بين مسلمانان و جمعآوري اطلاعات براي كشورهاي استعماري بود، تبديل سازند.
بهائيان با حمايتهاي استعماري و به خصوص انگليس و آمريكا تأسيس شده و به حيات خود ادامه ميدهد، به همين دليل هر گاه، سياست اين دولتها اقتضاء كند گسترش مييابد و هرگاه حمايت آنها كم شود در لاك خود فرو ميرود و احكام خود را با خواستههاي اين دول تطبيق ميدهد و اگر بخواهيم تقسيم جديدي در علم اديان و مذاهب ابداع كنيم بايد اديان و مذاهب را به دو قسمت سياسي و غيرسياسي تقسيم كنيم و فرقههايي چون قاديانيه، بهائيه، وهابيه را جزو فرقههاي سياسي بشماريم كه با سياست دول استعماري تأسيس و تأييد ميشوند و با از دست دادن پشتوانه سياسي خود به لاك خود ميخزند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1 . تاريخ جامع بهائيت (نوماسوني) بهرام افراسيابي.
2 . شيخيگري بابيگري از نظر فلسفه، تاريخ، اجتماع، مرتضي مدرّس چهاردهي.
3 . انشعاب بهائيت، اسماعيل رائين.
[1] . ر.ك: مشكور محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامي، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ سوم، 1375، ص 88 تا 91.
[2] . ر.ك: رائين، اسماعيل، انشعاب در بهائيت، مؤسسه تحقيقي رائين، بيتا، ص 84.
[3] . رباني گلپايگاني،علي، فرق و مذاهب كلامي، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي، چاپ اول، 1377، ص 341.
[4] . همان، ص 342.
[5] . سلطانزاده، رضا، سيري در كتابهاي بهائيان، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، ص 158.
[6] . ر.ك: سيري در كتابهاي بهائيان، ص 123.
[7] . ر.ك: فرق و مذاهب كلامي، ص 343.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . خاطرات همفر جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي، انتشارات اميركبير، ص 93.
[11] . سيري در كتابهاي بهائيان،ص 88
منبع سایت محاکمه
جمعه 12 فوریه, 2010 در ساعت 9:41 ق.ظ
ادعای نبوت توسط حسینعلی بهاء با این توجیه صورت گرفت که “خاتم الانبیاء” به معنی ختم پیامبران نیست و لذا می شود بعد از او پیامبرانی هم بیایند.
در رد این ادعاء باید گفت که:
“خاتم” از ماده “ختم” به معنی پایان است .
نامه وقتی تمام می شد آن را مهر می کردند. مهر کردن نشانه پایان نامه بود و به انگشتر هم از این جهت خاتم می گفتند که معمولا در سابق مهری را که با آن نامه ها را ختم می نمودند، نقش انگشتری خود می کردند تا همیشه همراهشان باشد، گم نشود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد. بنابر این به انگشتر هم که خاتم گفته می شود بخاطر این است که مهر کننده و ختم کننده نامه ها و اسناد بوده است.
بعلاوه در قرآن مجید ماده ختم همیشه به معنی پایان دادن و مهر نهادن استعمال شده است. مثلا در “آیهالیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم”، یعنی: “امروز بر دهانشان مهر می نهیم و دستهایشان با ما سخن می گویند.[1]
و یا در آیه “ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم..”.، یعنی خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده.[2]
بنابر این اگر کسی کمترین اطلاعی از ادبیات عرب داشته باشد می فهمد که کلمه “خاتم النبیین” که در آیه شریفه قرآن آمده است به معنی نگین و زینت نیست.
علاوه بر اینکه اگر به معنی نگین و انگشتر باشد این چه مدحی است در حق پیامبر که خداوند با این تعبیر بخواهد حضرت محمد را به عنوان زینت پیامبران مدح کرده باشد زیرا انگشتر یک زینت جزئی و فرعی است که کمترین جلوه را دارد.
بنابر این “خاتم الانبیاء” که در قرآن مجید بعنوان یکی از صفات پیغمبر اکرم (ص) است به معنی ختم کننده پیامبران است.
علاوه ما در قرآن آیات دیگری داریم که بر ختم نبوت توسط حضرت محمد (ص) دلالت دارد از جمله: 1- “و اوحی الی هذا القرآن لا نذرکم و من بلغ” یعنی: “این قرآن بر من وحی شده است تا شما و تمام کسانی که این قرآن به آنها می رسد را انذار کنم.[3]
تعبیر به من بلغ آن چنان وسعتی دارد که رسالت جهانی و خاتمیت پیامبر اکرم را روشن می سازد،
“تبارک الذی انزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا” یعنی: “جاوید و پربرکت است کسی که قرآن را بر بنده اش نازل کرد تا بیم دهنده جهانیان باشد.[4]
کلمه عالمین بیانگر جهانی بودن و خاتم بودن اسلام است.
3- “و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیرا و نذیرا” یعنی: “و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا آنها را به پاداش الهی بشارت دهی و از عذاب او بترسانی.[5]
4-”یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا” یعنی: “بگو ای مردم من فرستاده خدا به سوی شما هستم.[6]
با توجه به وسعت کلمه “ناس” و “کافة” که در این آیات آمده است، جهانی بودن و خاتم بودن دین اسلام و نبوت حضرت محمد (ص) روشن می گردد.
علاوه بر این آیات، روایات زیادی نیز داریم که بیانگر خاتمیت دین اسلام است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
1- “حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه” یعنی چیزهایی را که پیغمبر اسلام حلال کرده تا قیامت حلال خواهند بود و آنچه را او حرام کرده تا قیامت حرام خواهد بود.[7]
“قال رسول الله (ص):یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی” یعنی پیامبر اکرم فرمود: ای علی تو برای من بمنزله هارون نسبت به حضرت موسی هستی ولی بعد از من پیامبری نخواهد بود.[8]
با توجه به این آیات و روایات شکی نیست که اسلام آخرین دین و حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر و خاتم آنهاست.
نکته ای که در رابطه با بهائیت قابل توجه است این است که ادعای نبوت توسط “حسینعلی بهاء” نه اولین ادعای او و نه آخرین ادعای او بوده است.
ادعاهای حسینعلی بهاء عبارت بودند از:
ادعای بندگی خدا: او در ابتدا ادعای بندگی خدا را داشت و در کتاب مبین گفته است: “پاک و منزه است خدایی که بر بنده اش از ابرهای قضاء، تیرهای بلا را نازل کرد و مرا در صبر و بردباری نیکو دید.[9]
ادعای “من یظهره اللهی” : محمد علی باب در کتاب هایش از مقام “من یظهره اللهی” زیاد سخن گفته و حسینعلی بهاء می گوید: “من یظهره الله که باب به آن بشارت داده است خود من هستم.[10]
ادعای رجعت: وی خطاب به پاپ می گوید: “ای پاپ پرده های حجاب را پاره کن که پروردگار در سایه ابرها آمد.[11] در اینجا حسینعلی خود را حضرت مسیح می داند که رجعت کرده است.
ادعای پیغمبری: در کتاب اقدس در موارد متعددی خود را پیامبر خدا معرفی می کند.[12]
در کتاب اقتدارات می گوید: “ای خدا من آنان را دعوت نکرده ام جز به چیزی که تو مبعوثم نموده ای و اگر گفته ام به سوی من بیایند، نظری نداشته ام جز چیزی که تو به او ظاهر ساخته و مبعوثم کرده ای.[13]
عباس افندی در کتاب مفاضات، علی محمد باب را در ردیف پیامبرانی چون ابراهیم و حضرت موسی و عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) دانسته است و او را همانند آنان دارای معجزاتی قلمداد کرده و سپس او را با همه طمطراقش، مبشر ظهور پدرش (بهاء) دانسته و پدرش “بهاء” را نیز در زمره آنها و افضل و اکمل همه آنها گفته است.[14]
بهاء در کتاب اشراقات می گوید: “ای پسر سلطان (ناصر الدین شاه) شما پیش از این مرا دیده بودید، یکی از مردان عادی بودم و اگر یک روز مرا بیابی با نوری می بینی که هیچ کس نمی داند کی او را ظاهر ساخته است و یا آتش می بینی که کسی نمی داند کی آن را افروخته است و لکن مظلوم (حسینعلی بهاء) می داند و می شناسد و می گوید: دست اراده خداوند که پروردگار جهانیان است او را روشن ساخته است.[15]
ادعای خدایی: این ادعا در کتابهای خود او و کتابهای بهائیان، خارج از حد شمارش است. در کتاب مبین می گوید: بشنو آنچه را وحی می شود…. که هیچ خدایی نیست جز من.)[16]
و در جای دیگر می گوید: آن کسی که عالم را خلق کرده برای خود، منع می کنند که نظر کند به یکی از دوستانش آگاه باشید که این ظلمی آشکار است.[17]
حال ما از شما می پرسیم که این چه پیغمبری است که یک روز ادعای بزرگی و روز دیگر ادعای نبوت و روز دیگر ادعای خدایی دارد؟ آیا اینها بر تزلزل شخصیت چنین فردی گواهی نمی دهد؟
منبع :سایت پایگاه حوزه:http://www.hawzah.net/Hawzah/Questions/QuestionView.aspx?LanguageID=1&QuestionID=2592
شنبه 13 فوریه, 2010 در ساعت 10:09 ق.ظ
سريال سالهاي مشروطه خيلي قشنگه واقعيت هاي اون زمان رو داره نشون ميده.
شنبه 13 فوریه, 2010 در ساعت 5:33 ب.ظ
پی نوشت و مراجع مطلب بالا
[1]یس/ 65- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
[2]بقره /7- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
[3]انعام/19 ترجمه مکارم شیرازی.
[4]فرقان/1 ترجمه مکارم شیرازی.
[5]سبأ/28 ترجمه مکارم شیرازی.
[6]اعراف/ 158 ترجمه مکارم شیرازی.
[7]کافی ج1/ص 58- بحار ج86/ 147.
[8]کافی ج8/ ص 106- بحار ج5/ ص 20.
[9]کتاب مبین ص 3 س 10.
[10]در این باره نگاه کنید به کتاب: دانشنامه جهان اسلام ج 4 ص 744-733.
[11]کتاب مبین ص 49 س 6.
[12]کتاب اقدس ص 145-149-161-164.
[13]کتاب اقتدارات ص 213.
[14]کتاب مفاضات- ص 124.
[15]کتاب اشراقات ص 163.
[16]کتاب مبین ص 286.
[17]کتاب مبین ص 292.
شنبه 13 فوریه, 2010 در ساعت 7:34 ب.ظ
ادمین محترم
فرموده اید ما همه دستورات خود را از خدا می گیریم. ایا شما مستقیم با خدا در ارتباط هستید یا از طریق پیامبران؟
فرموده اید خدای ما همان خدای 1400 سال پیش است. این هم از ان حرفهایست. خدا همان خداست ولی نیازهای جامعه تغییر کرده است. ایا همان اموزه هایی که برای عجاهلان امده بود برای شما کافی است؟ مگر خدای شما همان خدای زمان حضرت موسی نیست؟ خوب دستورات موسی را اطاعت کنید انها که قدیمی تر است. اگر هم اعتقاد دارید که حضرت محمد دستورات کاملتری اورده که باز به تکامل تدریجی بشریت اعتراف دارید. در این صورت باز بر می گردیم به انجا که جامعه با 1400 سال پیش و نیازهای جامعه تغییر کرده است.
یکشنبه 14 فوریه, 2010 در ساعت 9:39 ق.ظ
دستوراتی که حضرت موسی اورده به وسیله بشر تغییر کرده پس قابل استفاده نیستند
ولی قران تحریف نشده پس لازم نیست کتاب جدیدی بیاید
ببین عزیزم قران تورات انجیل یا هر کتاب دیگری برای تکنولوژی یا علم و فناوری نیامده است
دنیا فقط از لحاظ فناوری پیشرفت کرده وگرنه از لحاظ رو حی عاطفی و اجتماعی همان دنیایی حضرت محمد است
شیطان همان جور که مردم کوفه یا مردم هر زمان دیگر را از دین منحرف کرد الان هم از همان روشها استفاده میکند
دنیای امروز از لحاظ فناوری هر روز پیشرفته تر از دیروز هست
اگر کتاب اسمانی به خاطر فناوری بیاید پس خداوند مجبور هست هر روز یک کتاب بفرستد
یکشنبه 14 فوریه, 2010 در ساعت 9:41 ب.ظ
با سلام
همه مي دانيم كه انگلستان در ايران مرتكب چه خيانتها شده و هنوز هم در پي تكرار آنهاست .اگر در اين سريال بنا بر روايت تاريخ است بهتر است اين روايت با حفظ امانت و همه جانبه باشد.
اين سريال بسيار جهت گيرانه ساخته شده. وهر بيننده اي متوجه اعمال غرض ورزيها در اين سريال خواهد شد.چرا حرفي از قراردادهايي كه با روسها در زمان ناصرالدين شاه بسته شد و خيانتهايي كه اين كشور در حق ايران انجام داد حرفي زده نشده از جمله:امتیاز بهره برداری انحصاری از مراکز صید ماهی در قسمتی از سواحل ایران در دریای خزر بود که در سال 1285 هجری قمری از طرف ناصرالدین شاه به یکی از اتباع روسیه به نام لیاتازوف داد شد و بعد از آن تاریخ نیز چندین بار تمدید گردید.در سال 1286 هجری قمری اجازه احداث سیم تلگراف بین الکساندر و فسکی وتهران از راه ادسا و تنلیس و تبریز به روسیه داده شد.وزارت مالیه دولت روسیه با کسب اجازه مخصوص از دولت ایران بانک استقراضی روس را در برابر بانک شاهنشاهی ایران که امتیاز آن به اتباع انگلیس داده شده بود، در ایران دایر کرد و در معاملات اقتصادی و تجارتی رقیب سرسخت بانک شاهنشاهی گردید. امتياز راه شوسه انزلي تا تهران به روسها در همين زمان بود.جنگهای دوره اول و دوم ایران وروسیه درشمال غرب ایران اتفاق افتاداماتوسعه طلبی دولت روسیه تزاری به این موارد محدودنشد انهادرمشرق دریای مازندران نیزاقدام به پیشروی کردند و سرانجام در زمان سلطنت ناصرالدین شـاه قـاجـارو دوران صدارت میرزا حسین خان سپهسالار زمینهای جدایی نواحی ترکمنستان وماورالنهرازایران فراهم کردندو….
دوشنبه 15 فوریه, 2010 در ساعت 9:44 ق.ظ
سلام به همه و خانم پناهی
من با حرف شما کاملا موافقم و به نظر من سگ زرد برادر شغاله و هیچ کشوری در این دنیا با کشورهای دیگه رابطه برقرار نمی کنه مگر برای کسب منافع و این یه امر طبیعی در جهانه دراین رابطه هم حق با شماست .اما به نظر من بهتره یه طرفه به قاضی نریم
به چند دلیل اول از همه ما که در جایگاه کارگردان و تهیه کننده این فیلم نیستیم و
همانطور که می دونید امر فیلم سازی و فیلنامه نویسی شرایط خاص خودشو داره
برای مثال میشه گفت در جریان ساخت یک فیلم ممکن که به دلیل مسائل مالی مجبور به حذف چند قسمت بشوند یا مقداری از زمان هر قسمت را کم کنند و در اینجا قطعا کارگردان مسائل تاریخی رو که بیشتر مورد نظر و اهمیت قرار گرفته رو مورد بررسی قرار می دهد و نمونه بارز این نوع مسائل سریال نردبام آسمان بود که به گفته کارگردان اگه بودجه بیشتری داشت بجای 24 قسمت قطعا قسمتهای بیشتری ساخته می شد و ابعاد بیشتری از زندگی غیاث الدین نمایش داده می شد.
و مسئله دوم اینه که کمی صبر کنید تا سریال به اتمام برسد ،به نظر میرسه در دوران مشروطه نقش کثیف روسیه بیشتر نمایان خواهد شد.
با آرزوی موفقیت برای همه (امیدوارم منو به خاطر غلط هایی که در نوشته
هست ببخشید واقعا وقت اصلاح و ویرایش ندارم)
دوشنبه 15 فوریه, 2010 در ساعت 2:24 ب.ظ
سلام به همه ی خوانندگان محترم . می خواستم به آقا نعیم بگم که یک داستانی به صورت نظم در اشعار مولوی هست به این مضمون که یک روز مردی حضرت عیسی را شتابان و هراسان دید . پرسید یا عیسی از چه چنین گریزانی ؟ حضرت عیسی فرمود از آدم نفهم و جاهل . حالا من قصد اهانت به این آقا رو ندارم ولی با آدم هایی مثل شما حرف زدن جایز نیست چوناگر شما قابل هدایت بودید بااین همه خدمات صدا و سیما و تکنولوژی موجود و سی دی های موجود در بازار و کراماتی که از ائمه ما هست هدایت می شدید.شما گفتید شهداتون !!!!!! کدوم شهدا ؟؟؟؟؟؟ مگه قراره هر کی تو این دنیا ادعای دین و مذهب جدید کرد هلاک شدگان در آن شهید حساب بشند ؟ در ضمن اگه شما به قرآن اعتقاد(نظر) داشته باشید در جای جای اون به خاتمیت پیامبر اسلام و ادامه راه ولایت توسط ائمه معصوم اشاره شده است . نوشته های شماها منو به یاد این آیه از قرآن میندازه که خداوند می فرماید که ما بر قلب آنان مهر زده ایم و برای آنانئعذابی درد ناک است. حال اگر واقعا خواستار حقیقت هستید به قرآن و احادیت معتبره شیعه رجوع کنید.
دوشنبه 15 فوریه, 2010 در ساعت 2:26 ب.ظ
خدایا به داد این فرقه ها برس
قابل توجه خواهران و برادران بهایی سریعا توبه کنید و به دین اسلام بگروید وگرنه عذاب الهی دامان تک تک شما را خواهد گرفت
خدارو صد هزار بار شکر که من شیعه هستم و جز این فرقه ها نیستم
سه شنبه 16 فوریه, 2010 در ساعت 8:09 ق.ظ
ما که همه پیامبران قبل از حضرت محمد رو قبول داریم همه اونا هم اومدن محمد رو بشارت دادن اما هیچ سند 500 سال به بالا نیست که اومدن باب رو نوید داده باشه در ضمن خیلی جالبه که نه تنها جناب باب بلکه ادیان جدید جاهای ظاهر میشن که جناب نفت وجود داشته
سه شنبه 16 فوریه, 2010 در ساعت 1:38 ب.ظ
با سلام
من اطلاعات زيادي در مورد بهاييت و نظرات ايشان ندارم اما در بين نظرات ،نظر آقايي به نام نعيم را ديدم كه گويا ايشان بهايي هستند.جناب نعيم يك دين جديد زماني ظهور مي كند كه شمار زيادي از انسانها آنقدر دچار لغزش شده باشند كه نياز به يك راهنماي جديد داشته باشند و دستورات دين قبلي كفايت نكند.بنده از شما مي پرسم چرا كسانيكه از دين شما تبعيت مي كنند انقدر كم هستند وگستردگي و پراكندگي پيروان شما كم است؟اسلام مسيحيت و يهوديت ادياني هستند كه پيروان بسياري در دنيا دارند.اگر دين شما برحق است چرا پروردگار به پيامبر شما ياري نكرد تا دينتان جهان شمول شود؟
چهار شنبه 17 فوریه, 2010 در ساعت 6:47 ق.ظ
ببخشید اینجا انتشاراتیه؟
همتون یک کتاب نظردادین!
جمعه 19 فوریه, 2010 در ساعت 11:35 ب.ظ
با عرض خسته نباشید خدمت ویدا خانم.ما نه دنبال سرشماری وامار بالا بردن هستیم و نه دنبال مسابقه با ادیان دیگر که بگوییم تعداد ما بیشتر است و حق با ما است اگر به تعداد باشد مسیحیت چهار برابر اسلام جمعیت دارد واهل تسنن نسبت به شیعه بیشتر هستند.اگر گفته شما صحیح باشدتعداد انها از شما بیشتر است وحق با انها است ودر در موردجهان شمولی هم بغیر از دو کشور همه ما را به رسمیت میشناسند
شنبه 20 فوریه, 2010 در ساعت 10:04 ق.ظ
با عرض سلام
دین بهایی را در زمره دین های بشری می توان تقسیم بندی کرد که خود از منظر نیاز ظهور دو دسته هستند :
1- دین هایی که در اثر زیاد شدن ظلم و ستم در یک ناحیه جغرافیایی یا سرزمینی و برای مبارزه با آن ظلم و ستم پدید آمده اند .
2- دین هایی که با اهداف سیاسی و استعمار کشورها ، توسط دول استعمار گر ایجاد شده اند .
وهابیت نیز مانند بهائیت می باشد با این تفاوت که آن را به دین اسلام متصل کرده اند و طالبان که نمونه ی آشکار وهابیت است توسط همین دولت ها درست شد که بعدها شاخه هایی از آن متمرد شدند . وهابیت نیز از همین دست می باشد .
هرچند اگر دین اسلام نیز مانند زمان حضرت محمد (ص) و حضرت (ع) اجرا و پیاده گردد باعث برگشت گمراهان و متوسلین به دین های دروغین نمی گردد ، همانگونه که در زمان صدر اسلام اینگونه بود .
در قرآن کریم نیز خداوند متعال به خاتم پیامبران به کرات در مورد ” گمراهانی که آیات حق در دل سنگ آنها نفوذ ندارد ” می فرماید که نمونه ای از آن را می آورم :
آیات 42 و 43 سوره یونس :
گروهی از آنان ، به سوی تو گوش فرا می دهند . آیا تو می توانی سخن خود را به گوش کران برسانی هرچند نفهمند ؟
گروهی از آنان به سوی تو می نگرند آیا تو می توانی نابینایان را هدایت کنی هرچند ننبینند ؟
آیه 41 سوره زمر خطاب به پامبر اسلام (ص):
همانا ما کتاب را بر تو نازل کردیم برای مردم ،
به راستی و درستی هرکس هدایت را بپذیرد به نفع خود اوست و هرکس گمراهی را برگزیند جز این نیست که به زیان خود گمراه می شود و تو وکیل و مدافع آن ها نیستی .
و آیات زیاد دیگر .
حال چه برسد به این که امروزه ، از من ( بنده ضعیف خدا ) تا انسان های بلند مرتبه تر در راستای پرهیزکاری ، دین مبین اسلام و مذهب راستین تشیع را به درستی اجرا نمی کنیم و زمینه را برای ظهور ادیان دروغین باز می نمائیم .
دیدم که از هموطنان خاتم را به گوهر و بالاترین معنی کرده بود ، اگر اینطور هم فرض کنیم ( که صد در صد اینگونه نیست ) ، آیا فکر می کنید خداوند بیهوده کار ( پناه می برم به مهربانیش ) است که پیامبری کوچکتر از حضرت محمد (ص) را با دین جدیدی ! ( شاید هم کتاب جدید ! ) برای ما بفرستد ، غیر ممکن است ، با این فرض اشتباه شما فقط می توان نتیجه گرفت که ممکن است پیامبر دروغین شما پیامبری برای برگشت به آیین صدر اسلام باشد نه دینی با اسمی جدید ( یا پیامبری برای گسترش اسلام )! که این فرض باطل هم از غیرممکن ها می باشد .
در آیه 19 سوره آل عمران قرآن کریم هم می فرماید :
دین در نزد خدا اسلام است .
و اختلاف نکردند آنان که به آنها کتاب داده شد مگر بعد از آن که از حقیقت آگاه شدند از روی ستم و تجاوز
و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس خدا سریع الحساب است .
حدیث منزلت از پیامبر اسلام(ص) که در کتب اهل سنت محترم نیز سندیت معتبر دارد و سندیت آن فقط مرتبط با شیعیان نیست ، رسول خدا (ص) به امام علی (ع) فرمودند :
تو برای من ، به منزله ی هارون برای موسی هستی ، جز این که بعد از من پیامبری نیست .
و این تنها سخن ایشان در مورد این امر نیست .
و یکی از دلایل ختم نبوت هم این بود که جامعه بشری برای دریافت برنامه کامل زندگی آمدگی پیدا کرده و همچنین قرآن کریم از تحریف توسط خداوند قادر حفظ شد .
وجود امام معصوم پس از پیامبر و پیش بینی راه های پاسخ گویی به نیاز های زمانه از علل دیگر آن می باشد .
خداوند یکتا دو حجت برای انسان ها قرار داده است ، یکی حجت آشکار و یکی حجت پنهان .
1- حجت آشکار که پیامبران الهی بودند و با حضرت محمد (ص) این حجت به پایان رسید .
2- حجت دوم عقل انسان می باشد .
در قرآن کریم بارها و بارها تاکید فرموده است که سخنان حجت آشکار ( پیامبران الهی ) در عمق جان انسان نفوذ نخواهد کرد مگر اینکه از حجت پنهان درست و سالمی برخودار باشند .
این بحث در چند جلد کتاب هم نمی گنجد و بهائیت نیز اگر دلیل منطقی و منطبق بر حجت پنهان ( یعنی همان عقل ) داشت با این همه پولی که خرج می کنند و از همایت مطلق پدید آورندگان خود نیز بر خوردار هستند تا حالا پیروان بیشتری داشتند .
سخن آخر با دول استعمارگر و مخصوصا انگلستان :
آیه 141 سوره نسا :
خداوند هیچ گاه بر کافران راه تسلطی بر مومنین باز نکرده است .
پس وقت خودتان را بیهوده تلف نکنید چون فقط کسانی به دین های ساختگی شما روی می آورند که به خداوند یکتا و بلند مرتبه ایمان نداشته باشند که آنها نیز دردی را از شما دوا نخواهند کرد .
بنده کوچک خداوند یکتا و بی همتا
حامد.م
شنبه 20 فوریه, 2010 در ساعت 12:00 ب.ظ
سريال مذخرفي بود نه ؟
شنبه 20 فوریه, 2010 در ساعت 1:54 ب.ظ
ببین دخترک بیشعور بهایی جای تو در همان جهنم است وبزودی زود مجازات خواهی شد.
شنبه 20 فوریه, 2010 در ساعت 1:56 ب.ظ
تو مرتیکه عوضی بهایی خفه تو هم مانند ان دخترک بیشعور مجازات سخت خواهی شد
یکشنبه 21 فوریه, 2010 در ساعت 10:56 ب.ظ
سلام
می خواستم بدانم نام بازیگر نقش ریحان چیه ؟
با سپاس
دوشنبه 22 فوریه, 2010 در ساعت 2:12 ب.ظ
آقا تورو خدا آهنگ تیتراژ این سریال رو بزارین.من دربدر دنبالشم ولی نیست خواهش میکنم……
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 12:24 ب.ظ
من مسلمانم جانمازم چشمه مهرم نور دشت سجاده من من وضو با تپش پنجره ها می گیرم( رنده یاد سهراب سپهری) . من نمیگم عالم اسلامم . قرآن رو هم فقط ماه رمضون می خونم اونم بیشتر معنی فارسی شو ولی با دیدن این مباحثات شما یه جمله تو ذهنم از قرآن تکرار شد و اونم اینه: (وای از روزی که پرده ها به کناری روند ). پس تا دیر نشده یه سرو سامونی به اعتقاداتمون بدیم شاید من و تو هر دو راه رو اشتباه میریم ! وای از روزی که به آخر خط برسیم و دیگه فرصتی برای جبران نباشه . شاید در عین اینکه فکر می کنیم حقیم ، خود باطل باشیم . خدایا، ای الله، ای معبودمن، سرانجام همه آنان را که خود را منتسب به تو می دانند نیک بگردان.آمین
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 3:35 ب.ظ
حامد عزیز و سایر دوستان توجه بفرمایند
متاسفانه اطلاعات نادرست و بعضا مغرضانه ای در مورد آئین بهائی توسط معاندان منتشر می گردد . سزاوار محقق آنست که به اطلاعات یکسویه توجه نکند و در همه حال تحقیق و تفرس را شعار خود قرار دهد:
دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعهی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند
با تقدیم احترام
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 6:31 ب.ظ
مرسی حامد جان کلامت حقه
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 6:36 ب.ظ
بله ،اگه لطف کنید و حقانیتتون رو با جواب به کامنت های ما جواب بدین ممنون
میشم .
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 10:13 ب.ظ
کاری که بهایان کردند اتحاد ملل نبود
انها نیز تفرقه ایجاد کردند شما بیشتر شبیه حزب هستید تا دین
در ضمن شما در همان ابتدای تشکیل دچار تفرقه شدید و یک شاخه از شما به نام (ازلی) ایجاد شد توسط برادر بهاء الله
جناب صبح عزل
چهار شنبه 24 فوریه, 2010 در ساعت 11:26 ب.ظ
امین آقا
اولا درباره جمعیت شما بنده در عجبم معلوم نیست 5 ملیونین یا 7 ملیونین یا هر چی بماند،اما داداش مگه اسلام چشه که امثال استعمار زده هایی مثل محمد علی باب و
حسین علی نوری و سرررررررررررررر افندی(لقب سر را از کسا نی گرفتن که به
نویسنده کتاب آیات شیطانی(سلمان رشدی نیز اعطا کرده اند)
برادر من ،دوستان من مطالب زیادی رو در این سایت بر نا حق بودن دین شما بیان کردم و شما به هیچ کدام پاسخ ندادین اینها به کنار آیا مذهبی که نه رب اش معلوم است نه ربش چگونه می توان ملتی را متحد کند.
دوستان قرآن بی شک کلام خالص و مطلق خدا برای انسانها برای تمامی اعصار است . و این نه کلام من بلکه کلام قاطع قرآن کریم است . دوستان بهایی
که اسلام را منسوخ می دانند ،بدانند ،منسوخ شمایید با تفکرات به ظاهر
روشنفکرانه در باطن استعمار پرور ،اساس و نحوه شکل گیری شما نه تنها الهی
نیست بلکه کاملا سیاسی است.
دروغ می گویم !!!؟؟؟؟؟
تاریخ چه ؟؟؟؟؟
آن هم دروغ می گوید ؟؟؟؟
باشد ،اکنون چه ،؟؟؟تمامی رسانه های غربی کاملا و دقیقا تبدیل به رسانه
شما شده اند ؟ نشده اند ؟؟؟ bbc و صدای آمریکا کم برای شما تبلیغ می کند ؟؟
می خواهم بدانم که در کجای تاریخ 400 سال اخیر بریتانیا و آمریکا دلشان به حال
مردم ایران سوخته ؟یکجا نشان دهید ؟
و شک نکنید روزی می رسد که شمارا در زباله دان ننگین خود پرتاب
خواهند کرد ؟
حال این رسانه ها عملا به تریبون برای شما تبدیل شده اند ،به راستی چرا ؟
بله به دلیل جهان شمولی آیین بهاییت !!!!!!!
چه زیباست که شما در طول تاریختان وابستگی عجیبی به امثال روسیه ،آمریکا
بریتانیا ی صغیر و اسرئیل نفرین شده داشته اید؟
و چه زیباست مبنای الهی دینتان که خط را به جای ذات یکتا در افلاک ،از بندگان
دون خاک می گیرد؟
دوستان من در باره این فرقه به حققققققققققققققق ضاله ،(که ضلالت آن
بر همه گان به روشنی روز واضح است) من حقیر بسیار کامنت زده ام ،مطالعه کنید
دوستان خورشید درخشان ابدی اسلام تا ابد بر فراز بالاترین ارزشها ی انسانی و
جهانی خواهد درخشید ،و شما ای نوچه های از همه جا بی خبر استعمار کلامی دیگر بگویید ؟ تا این بار به زندگی نکبت بار سرار سیاسی سران فرقه ضاله بپردازم
تا شاید خود دریابید حقیقت گمراهی خود را ؟
پنجشنبه 25 فوریه, 2010 در ساعت 2:19 ق.ظ
این که هر انسانی راه خدش رو درست بدونه قابل درکه..و این که فکر کنه فقط راه اون به خدا ختم میشه بازم تا حدی قابل قبوله…و تا وقتی هم که هممون به اون دنیا نریم بالاخره معلوم نمی شه حق با کی بود…ولی یه چیزی هست که تو همین دنیا هم تکلیف عقیده های نادرست رو تا حد زیادی روشن می کنه و اون اینه که آیا من که به خدا و حقیقت وصلم، برای بنده های دیگه خدا ( منظور شما ها و انسان های دیگه هستن) حق زنده بودن، حق اظهار نظر و احترام قائلم یا نه؟ مثلی هست که میگه: هر کسی رو تو گور خودش میزارن…هر کسی در اون دنیا سهمش رو خواهد گرفت ..ولی به نظر من کسی که به دلیل وصل بودنش به خدا به خودش حق میده به آدمای ( به فرض گمراه) دیگه توهین کنه واونا رو انسان ندونه ، در درجه اول حق خدا رو خورده چون خدا بنده هاشو دوست داره ..حتی اگه گمراه باشن…خلاصه این که از رفتار ما با آدمای دیگه که هم عقیده و هم دین ما نیستن، معلوم میشه که واقعا طبق رضای خدا زندگی کی کنیم یا نه؟
پنجشنبه 25 فوریه, 2010 در ساعت 11:49 ق.ظ
دوستان
توجه کنند که ما حاضر به بحث و مباحثه در باب اعتقادات دینیمون هستیم مگر
ما جز حقایقی که دیده ایم چیز دیگه ای گفتیم . بهاییت ،وهابیت ،سلفی گری و امثال این ها همه گی فرقه های ضاله ای هستند که تنها با پاسخ قاطعه به شبهات شون میشه آنها رو سر جاشون نشوند و شما شک نکنید تا زمانی که علمای شیعه
زنده اند اینها هیچ گاه نمی توانند ،حرفی برای گفتن داشته باشند ،همان طور که حرفی برای صحبت های ما نداشتند ،ما دوست نداریم به کسی توهین کنیم ،اما شما به این
به نظرها توجه کنید هر جا خواستن به تفسیر دین ضاله بپردازند با دلایل روشن
و قطعی ما رو به رو شدن ،و هر وقت از آنها پاسخ خواسته ایم به این مسئله در
دینشان اشاره می کنند که آنها جهانی می خواهند شوند و صلح را به ارمغان
بیاورند و اسلام منسوخ شده در حالی که با دلیل اعلام کرده ایم اسلام عزیز
اهدافش بسیار جهاتن شمول تر و وسیع تر از آن است که منسوخ شود و یا جهانی
نباشد و آن را با دلایل روشن گفتیم و با همان روشنی مشخص شد که قران آخرین کتاب الهی و دین مبین اسلام آخرین دین الهی است (طبق آیات قران و احادیث به نظرهای 24 و 25 و32مراجعه شود)
دوستان بهایی اگر راست می گویند به جای این مزخرفات نشأت گرفته از تفکرات
نظام سر مایه داری پوچ و توخالی کمی با تفکر و بدون تعصب به حرفهای ما توجه کنند.
و به والله قسم در خواهند یافت که این دین سر سری و هر کی به راهی نه تنها
به فکر رهایی انسان از جنگ و این گونه بحثها نیست بلکه راهی برای نفوذ
هر چه بیشتر استعمار و نظام های سلطه بر ملتهاست . اگر دوستان بهایی
مشکلی در سخنان من می بینند بگویند تا با دلایل روشن دیگری که همه از
قرآن و احادیث و مطالب سیاسی آشکار این فرقه می باشد را با تجزیه و تحلیل
166 سال عمر ننگینشان و خم شدن در برابر استعمارگر های غرب و شرق برای بقا را روشن نمایم .تا باشد رهایی یابند از فرقه ی گمراه تاریک
لهم عجل لولیک الفرج
پنجشنبه 25 فوریه, 2010 در ساعت 11:52 ق.ظ
اصلاح جمله ی آخر
اللهم عجل لولیک الفرج
شنبه 27 فوریه, 2010 در ساعت 8:55 ق.ظ
یه چیزی:چند روز پیشا سر کلاس پرورشی معلممون داشت با صراحت تمام از بهایی ها بد می گفت.یه دفعه شاگرد 20 کلاسمون بلند شد و با حرفای معلممون مخالفت کرد.بعد فهمیدیم بهایی بوده!ولی اونروز اون دختر با حرفاش هممون رو مبهوت کرده بود.اون همه چیز رو درباره دینش می دونست.خواستم بگم ما که ادعای مسلمونی می کنیم باید خجالت بکشیم که واقعا هیچ چیزی درباره دینمون نمی دونیم.جون من راست نمی گم؟؟؟
شنبه 27 فوریه, 2010 در ساعت 8:57 ق.ظ
نخیرررر….اتفاقا خیلی باحال بود.ولی آخرشو یکم ناگهانی تموم کردند!
شنبه 27 فوریه, 2010 در ساعت 5:02 ب.ظ
ما در نقل تاريخ نيز مشكل داريم و با سياسي كردن آنرا سانسور ميكنيم در حاليكه تاريخ از سياست جداست.بعنوان مثال در سريال سالهاي مشروطه بطور دقيق به آموزش تيراندازي امينه (زن شاه)و ارتباط او بابيگانگان اشاره ميشود ولي در مورد ميزاي كرماني قاتل شاه چه؟اينكه او چگونه اسلحه بدست آورد چگونه و كجا تيراندازي آموخت و از كجا فهميده بود كه شاه به عبدالعظيم خواهد رفت و بسياري از مجهولات ديگر در مورد مراد او ملااسدآبادي كه چگونه عليرغم مخالفت ظاهري با استعمار سالهاي زيادي را در مستعمرات انگليس به سلامت گذرانده بود.
همچنين بهتر بود كارگردان كمي راجع به مشروطه خواهان واقعي نظير ستارخان وباقرخان وعلي مسيو و…كه آذربايجاني هستند نيز مي پرداخت نه اينكه به قهرمان سازي خيالي وافراطي از روحانيت مثل فضل ا.. نوري مي پرداخت .
هاراي از ديار آزاديخواهان تبريز آذربايجان
یکشنبه 28 فوریه, 2010 در ساعت 2:57 ق.ظ
ممنون
یکشنبه 28 فوریه, 2010 در ساعت 10:47 ق.ظ
من هم با شما موافقم ای کاش دوستان همه ما ذره ای بیشتر با اصول دین عزیز مون اسلام آشنا می شدیم تا این قدر این کذابها جولان نمی دادند . و دروغشون رو اینقدر ترویج نمی کردند.به خدا انسان هرچه می کشد از جهل است و جهل است و جهل
یکشنبه 28 فوریه, 2010 در ساعت 11:49 ق.ظ
سلام به هارای هموطن عزیز
درسته ما در نقل تاریخ مشکل داریم ولی درباره میرزای رضای کرمانی در این سریال
در و دوران بازجویی نحوه ی بدست آوردن اسلحه رو تعریف کرد .و در باره ی امینه
و نحوه ی آموزش این شخص در فیلم اگه دقت می کردی متوجه می شدی که این فیلم از ابتدا علاوه بر سیر تاریخی خودش دارای 2 شخصیت اصلی و یک داستانه عاشقانه
نیز هست ،که مربوط به امینه و نقش مرد مقابل این بازیگر است و قطعا برای من
به عنوان فیلم نامه نویس نقش پررنگتری رو برای این دو شخصیت در نظر خواهم گرفت .
درباره از کجا فهمیدن میرزا رضا در باره ی آمدن شاه اگه یه نمه مطالعه تاریخی داشته باشی و فیلم رو هم یه ذره با دقت نگاه می کردی شاه به اتابک گفت به مناسبت
پنجاهمین سالگرد دوران نکبت بار شاهی ناصرالدین شاه به مردم اطلاع بدین
این افتخار رو دارن که با شاه در صحن حضور داشته باشند.
در باره جمال الدین اسد آبدی هم توصیه می کنم اگه ادعایی دارید با دلیل حرف بزنید
سید جمالدین در بسیاری از صحبتهاش مستقیما دولت و کشور های استعمارگر رو
نفی می کرده و دلیلی که شما به جاسوس بودن اش می زنید از همان کتابهایی برگرفته شده است منابع فراماسونی دارند . خوب اگه دوستان علاقه داشته باشند می توانیم درباره این اتهمات هم بحث کنیم .
ولی مگر کم به نیکی از ستارخان کبیر در این فیلم یاد شد . مگر ایشان رو از مشروطه خواهان واقعی نشان نداد . مگر نه این بود بعد از واقع نحس پارک اتابک
این قهرمان ملی مارو ناجوانمردانه زندانی کردند.
ستارخان و باقر خان و امثال این گونه آزادی خواهان واقعی نه مطلق به دیار
آذربایجان، بلکه باعث افتخار همه ایرانیان هستند ،همان طور که هر کسی
قبل از اینکه از نسب امیر کبیر بدونه ،ایشان رو قهرمان ایرانی می دونه
شخصیت سازی خیالی(امثال امینه) ،بر پایه اتفاقات تاریخی افتاد ولی هیچ گاه قهرمان سازی خیالی نبود.
دوستان ،مگر نه این بود که فاتحان تهران شیخ فضل الله نوری به دار کشیدن ،واقعا چرا ؟
مگر این شخص بزرگ حرفی جز این زد که این مشروطه با این سران فاتح دارد به
گمراهی کشیده می شود. ؟؟
مگر دستهای کثیف انگیلیس را در نفوذ در مشروطه وجود نداشت؟
مگر ایشان را دار نزدند؟
مگر ستارخان و یارانشان را در تهران به توپ و رگبار نبستند ؟
چرا این اتفاقات افتاد.
اما واقعا چرا؟
چون هم ستار خان و شیخ فضل الله نفوذ استعمار رو در این مشروطه دیده بودند
و هردو تا آخرین لحظه حیاتشون برای آرمان حقیقی که براستی آزادی و آزادگی
انسانها و مردم ایران بود ایستادند.
مگر مشروطه به احراف نرفت . مگر فراموش کردین روی کار آمدن رضا خان را
با رای همان مجلس مشروطه ….مشروطه که باید حافظ قانون باشد ،تغیر دهنده ی
قانون شد و قانون اساسی وقت را به فراموشی سپرد . این یکی از کارهای این مجلس مشروطه است .
دوستان آیا ستارخان و همه ی آزادی خواهان واقعی برای این مشروطه قیام
کرده بودند . آیا برای این آزادی خون هموطنان آذری ،شیرازی ،مشهدی ،گیلانی و
.و …. غیره ریخته شد . …..نه دوستان متاسفانه مشروطه فقط تبدیل به مشروطه
ظاهری شد و در پس این ظاهر دیکتاتوری با صورتی منحوث خود دوباره شکل گرفت.
. دوستان نظر بدهید آیا شیخ فضل الله با این مشروطه موافق بود ؟پس چرا
سر به دار شد.آیا ستار خان با این مشروطه موافق بود ؟پس چرا تا انتهای عمر زندانی شد؟
خوب آیا این قهرمان سازی خیالیست و افراطی؟
و در نهایت یک بار دیگر سلام به همه مردان و زنان ایران از آبهای خلیج فارس تا
دریای زیبای خزر
جمله مشهور ستارخان که: «من میخواهم هفت کشور زیر بیرق ایران باشد»
یکشنبه 28 فوریه, 2010 در ساعت 7:50 ب.ظ
اقا میثم شما واقعا فیلم نامه نویس این سریال هستید
شرمنده به خدا نشناختیم چرا زود تر نگفتید
برای من یه افتخار بزرگ هست که ادمی مثل شما در سایت من نظر بدهند
یکشنبه 28 فوریه, 2010 در ساعت 8:26 ب.ظ
نه مدیر عزیز ما را به چه به فیلم نامه ؟
در آن قسمت از نظرم می خواستم این منظور رو برسونم که اگه جای فیلم نامه
نویس بودیم این روند رو طی می کردیم .
در ضمن یه بار دیگه از همه به خاطر اشتباهات تایپی در کامنتهام عذر می خوام چون واقعا وقت خوندن دوباره و ویرایش ندارم .
دوشنبه 1 مارس, 2010 در ساعت 10:04 ق.ظ
سلام.1 سوال داشتم:بنیان گزار دین بهایی ها کی بوده و دقیقا چه ادعایی داشته؟؟؟
از سایت خوبتون ممنون.خیلی توپه. من هر روز بهش سر می زنم
دوشنبه 1 مارس, 2010 در ساعت 5:00 ب.ظ
میگما…من هنوز منتظر جواب هستم.فقط خواهشا یه جوری بنویس که دوزاریم بیفته.چون مطالبی رو که همه نوشته بودند رو خوندم ولی خیلی کتابی و بزرگونه بود.یه جوری باشه که کوچولوها هم سر دربیارند.ممنون…!
دوشنبه 1 مارس, 2010 در ساعت 5:27 ب.ظ
بها الله
ادعای پیامبری
پایان یافتن ین اسلام
دوشنبه 1 مارس, 2010 در ساعت 9:35 ب.ظ
سلام یه سر به این لینکها بزن
http://www.mohakeme.com/content/view/571/27/
http://www.mohakeme.com/content/view/572/27/
و در کل این سایت منبع خوبیه برای آشنایی با این نوع فرقه های ضاله و پاسخ به شبهاتشون
و خلاصه منابع زیادی در اینترنت و کتاب دارم اگه خواستید و نیاز بیشتری داشتید
ما در خدمتیم .
سه شنبه 2 مارس, 2010 در ساعت 8:52 ق.ظ
این سایتهایی که نوشتی مال خودته؟بازم میگم خیلی دوست دارم دربارشون بدونم ولی می خوام یکم غیر قابل فهم باشه…مرسی
سه شنبه 2 مارس, 2010 در ساعت 2:03 ب.ظ
نه عزیز سایتها مال من نیست
چهار شنبه 3 مارس, 2010 در ساعت 5:23 ب.ظ
خيلي خيلي موافقم خيلي مسخره بود
سه شنبه 9 مارس, 2010 در ساعت 7:29 ب.ظ
خدایا شکرت که من مسلمانم .
پنجشنبه 1 جولای, 2010 در ساعت 1:38 ق.ظ
درود بر همه ی هموطنان عزیزم چه مسلمان چه بهایی
بنده نظرات اعضای عزیز را مطالعه کردم
از پیروان اسلام تقاضا دارم دین اسلام را در چند سطر توضیح دهند
از پیروان بهایی هم تقاضا دارم دین خود را در چند سطر برایم توضیح دهند
من در حال تحقیق در مورد ادیان بزرگ الهی هستم
البته بماند که من چه دینی دارم
لطفا پاسخ های شما بر اساس احترام به ادیان دیگر مطرح گردد
مثلا (حضرت محمد) یا (حضرت بهاءالله)
با تشکر و پاینده باشید.
دوشنبه 2 آگوست, 2010 در ساعت 7:01 ب.ظ
حتما قبول كنيد كه آنهم براي شما زياده
دوشنبه 2 آگوست, 2010 در ساعت 7:12 ب.ظ
اي برادر تو كه اينقدر در مورد اينها ميداني چرا لااقل ديكته كلمات را درست
نمي نويسي و (ازل) را با عين (عزل)درج ميكني و ساناز خان مرادرست هدايت
نميكني .
دوشنبه 2 آگوست, 2010 در ساعت 7:21 ب.ظ
بلي واقعيت هاي اون روز را با تحريفات امروزه
دوشنبه 2 آگوست, 2010 در ساعت 7:36 ب.ظ
خدا همه را به راه راست هدايت كند